اختصاصی ترین بازار ایران: بازار فروش دام۴۵ (قیرخ- بش یا چلوپنج)

بازار فروش دام 45 (#قیرخ_بش)

ماهنامه تکاب-سیدمحمد نجیبی: به رسم هرسال و در پانزدهمین روز از مرداد ماه که در ترکی به آن (#قیرخ_بش) و کردی (#چلوپنج) نامیده می شود؛ دامداران منطقه تخت سلیمان از روستاهای همجوار کوه بلقیس در دره ای خوش آب و هوا؛ همجوار با میراث جهانی تخت سلیمان و زندان سلیمان جمع می شوند و به ارائه دام های خود(گوسفند؛بره و بز) جهت فروش می کنند.
این بازار هرسال فقط یک روز و در چهل و پنجمین روز از تابستان داغ منطقه و همزمان با اتمام علوفه مراتع برگزار می شود.
در این روز خریداران از سطح شهرستان تکاب و حتی شهرها واستان های همجوار از صبح زود حتی شب قبل در این منطقه کوهستانی در دامنه (کوه بلقیس بلندترین کوه منطقه آذربایجان بعد از سبلان و سهند)جمع می شوند تا بلکه بخت با آنها یار باشد و بتوانند معامله پرسودی داشته باشند و دامداری که چند ماه در این منطقه مشغول چرای دام خود بود است به امید فروش عالی و در رفتن خستگی از تن حضور می یابد.
این بازار یک روزه را می توان یکی نمادهای وحدت مردم منطقه اعم از (ترک کرد و اهل حق) دانست و باعث شکل گیری روابط خاص و گرم اقتصادی دربین اهالی منطقه شده است.
از این رویداد می توان به عنوان یک فرصت عالی و بی نظیر جهت برگزاری جشنواره دامپروری و معرفی نژاد اصیل گوسفند قزل افشار و جذب گردشگر و در نتیجه در آمد بیشتر برای مردم منطقه استفاده کرد
#تکاب #تخت_سلیمان #تیکانتپه #آذربایجان #آذربایجان‌غربی #دامداری_سنتی #دام  #دامداران #حسن_آباد #قینرجه

شرکت پویا زرکان به کمک شهرداری تکاب آمد!

 شرکت پویا زرکان به کمک شهرداری تکاب آمد!
سید محمد نجیبی: آ سفالت کمربندی اصلی شهر تکاب
عملیات آسفالت ریزی کمربندی اصلی تکاب بامشارکت کارخانه طلای آقدره بااستفاده از آسفالت گرم بازیافتی ازامروزآغازشد.
در این روش ابتدا سطح آسفالت موجود حرارت داده می‌شود و آسفالت نرم شده توسط حرارت با شخم زن‌های دوار برداشته شده به داخل دستگاه مخلوط کننده آسفالت و در صورت لزوم ضمن اختلاط با مصالح جدید سنگی، قیر یا ماده جوانساز‌، مخلوط آسفالت گرم حاصل روی سطح راه پخش و متراکم می‌شود. که معمولاً یک لایه آسفالت گرم جدید نیز روی این لایه اجرا می‌شود. تمام این عملیات به صورت درجا و طی یک یا دوبار عبور انجام می‌شود. حداکثر عمق بازیافت در روش درجا گاهی تا ۷۵ میلیمتر نیز قابل افزایش است.
🔸 به نوبه خود از عوامل و مدیریت شرکت پویا زرکان و معدن اقدره کمال تشکر را داریم در واقع وجود چنین دستگاه های اسفالت ریزی مجهز و پیشرفته ای که در کل ایران کمیاب و معدود هستند فرصت بی نظیری برای ایجاد زیر ساخت اصلی توسعه یعنی راه و جاده می باشد.
امیداوریم مسئولان شهرستان در کنار عکس های یادگاری؛ همکاری لازم را در زمینه بهسازی محور های مواصلاتی شهرستان بویژه محور گردشگری تخت سلیمان و ... داشته باشد!
باتشکر از این حرکت زیبا..
این شرکت مرداد ماه امسال اقدام به بازسازی و بهسازی آسفالت جاده اختصاصی معدن طلای آق دره به طول بیش از پنج کیلومتر کرده بود که در پست های قبل به آن اشاره شد

به وعده ها عمل کنیم /رسیدگی و تجهیز روستاها مانع مهاجرت می شود

رسیدگی و تجهیز روستاها مانع مهاجرت می شود

✅ رسیدگی و تجهیز روستاها مانع مهاجرت می شود

متخصصین امر می گویند که ساخت آب‌بندهای کوچک در مسیر آب ها، مانع وقوع سیل هنگام بارش شدید باران می شود و هر مقدار آب‌بندِ بیشتری در مسیر آب ها ساخته شود احتمال سیلاب کمتر خواهد شد. این امر زمانی اهمیت دو چندان پیدا می کند که در مسیر سیل، شهر و یا روستایی وجود داشته باشد چون وجود آب‌بند باعث می گردد تا سیل رخ ندهد و یا خسارت های کمتری وارد گردد. "اندک اندک جمع گردد وانگهی دریا شود" آب‌بندها مانع جمع و سرازیر شدن آب ها شده و بالمآل از حوادث بعدی جلوگیری می کنند. همچنین پر شدن آب های زیرزمینی یکی دیگیر از مزیت های ساخت آب‌بند است.

اگر به روستاها و شهرهای کوچک رسیدگی گردد و امکانات بیشتری ارائه شود به همان میزان افراد کمتری به شهرهای بزرگ مهاجرت خواهند کرد. اگر در شهرهای بزرگ شاهد افزایش جمعیت هستیم و این امر باعث ایجاد مشکلات دیگر می شود، علت آن فقدان اشتغال و امکانات اولیه ی زندگی در شهرها و روستاهای پیرامون است و اگر این شهرها و روستاها تجهیز گردند و موانع اشتغال برطرف شود، مهاجرت ها کمتر خواهند شد.

شهر و روستاهای تکاب نیز از این قاعده مستثنی نیستند. اگر مشکل اشتغال، بهداشت، جاده و دسترسی به امکانات، کمتر باشد مهاجرت ها افزایش یافته و جوانان شهر به حاشیه نشینی در شهرهای بزرگ روی خواهند آورد؛ که متأسفانه امروزه اینچنین است.

اینکه مسئولان شهر تکاب همت کرده اند و به روستای متروکه و دورافتاده ای مثل "چیچکلو" برق کشی می کنند و در صدد احیای آن هستند جای قدردانی فراوان دارد و باید به مسئول و یا مسئولانی که این ابتکار را به خرج داده و به مرحله عمل رسانده اند، ادای احترام کرد و تحسین گفت. امثال این کارها باعث می شود تا احیاناً مهاجرت ها معکوس گردد و یا انگیزه ای برای ماندن و نه مهاجرت، ایجاد شود.

همچنین باید از جناب آقای مکرمی فرماندار بومی و مردمی شهرمان سپاسگزاری کرد که به جای اینکه در دفتر و زیر کولر، گزارش محرومیت ها را بخواند و تأسف بخورد، شخصاً و پی در پی به روستاهای محروم و دوردست شهر سفر می کند، به اهالی سر زده، کمبودها را از نزدیک می بیند و برای زدودن غبار فقر و محرومیت دستورات لازم را صادر می کند. چون شنیدن و خواندن مثل دیدن نیست. چه بسا شخص، گزارشی را بخواند لکن اعتماد نکرده و یا بی اعتنایی کند؛ اما زمانی که مشکلی را از نزدیک دید در پی رفع آن بر می آید.

اما مطلبی که درباره بازدیدهای فرماندار عزیز از روستاها شایان ذکر است اینکه مردم هوشیارند و از شنیدن وعده خسته شده اند؛ چون میان وعده تا عمل فاصله نجومی وجود دارد. گفتار و سخنرانی راحت بوده و "نیم کردار" مهم و صد البته دشوار است. سفرها به گونه ای نشود که بر وعده های سابق، وعده ای جدید الصاق و الحاق گردد اما در عمل چیزی دیده نشود و یا عمل با وعده همخوانی نداشته باشد. نمونه آن جاده روستای چهارطاق است؛ با اینکه سال گذشته مسئولان گفته بودند که امسال جاده را آسفالت خواهند کرد و سال گذشته حجت الاسلام و المسلمین برادری امام جمعه محترم در خطبه های نماز جمعه بر این امر تأکید کردند، ولی وعده، به مرحله اجرا نرسید. نمونه های دیگری از این دست نیز می توان ذکر کرد که مسئولین قول هایی داده اند اما در عمل چیزی مشاهده نشده است.

در پایان؛ نفس حضور نماینده قوه مجریه و مسئولان در روستاها و جاهایی که از نعمت توسعه کم بهره بوده اند، بسیار مهم است؛ حدأقل اش این است که مردم مسئولان را در کنار خود حس کرده، بدون واسطه مشکلات شان را می گویند و فاصله ها کمتر می شود.
✍ احمد محبوبی

🆔 @TakabMan

نقدی بر عملکرد مسـئولین شهر در رابطه با عدم امکان پلاک گذاری

⛔نقدی بر عملکرد مسـئولین شهر در رابطه با عدم امکان پلاک گذاری خودروهای شاسی دار در تکاب

✅به قلم : پیام افشـاری

✳عضو سابق هفته نامه سیاسی اجتماعی سپهـر آذربایجان و فعال در حوزه معاملات خودروئی

تا جائی که همگان به یاد داریم اساسا تاوان بلند پروازی های اقلیـت را همیشه اکثریـت پرداخته اند.مثلا اگر شخصی با هر عنوانی در فضای مجازی(اینستاگرام) کلاهبرداری گسترده انجام دهد ، بلافاصله فردا حکم به فیلتر اینستاگرام می دهند یا اگر زمین خواران در شمال کشور اقدام به ساختن ویلا در دل جنگل نمایند ، فردا حکم به ممنوعیت ساخت هر نوع ویلا و خانه باغ در سراسر کشور می دهند و موارد دیگر که بیان آن از حوصله بحث فراتر می رود.در اینجاست که یاد ضرب المـثل معروف " گُنه کرد در بلخ آهنگری/ به شوشتر زدند گردن مسگری" می افتیم.
قریب به 2 سال است که تعویض پلاک خودروهای شاسی دار به دلیل نبود کارشناس فنی متخصص و متبحر در شهرستان تکاب انجام نمی گیرد و متاسفانه مالکین محترم چنین خودروهایی برای تعویض پلاک باید با صرف هزینه های مادی گزاف در این وضعیت به واقع اسفناک اقتصادی و با به خطر انداختن جان شیرین شان در این مسیر اشتباه به شهرستان ارومیـه عزیمت نمایند.اصلا می دانید چرا چنین تصمیمی به یکباره گرفته شد؟
جواب واضح است : چون گُنه کرد در بلخ آهنگری....!
متاسفانه به دلیل دستکاری های حرفه ای در بدنه و موتور چنین اتومبیل هایی که مشخصاً در 1 الی 2 شهر ازشهرستان های استان انجام می گیرد ، تکاب و برخی دیگر شهرستانها تاوان آنها را می پردازند چرا که کارشناس فنی تعویض پلاک قادر به تشخیص چنین دستکاری هایی نیست و همین امر بار سنگینی را بر دوش صاحبان چنین خودروهایی گزارده است.در بازار کساد اتومبیل هم خرید و فروش این دست از خودروها در 2 سال گذشته در این شهر به پایین ترین حد خود رسیده است.به طوری که طبق آمار نمایشگاه داران تکاب معامله خودروهای شاسی دار 40% کاهش یافته است که یقینا در پایان امسال از مرز 50% هم خواهد گذشت.تا اینجا ما یک طرف داستان را بیان کرده ایم و اما در طرف دیگر تجربه ثابت کرده که اصولاً همه ی ماها همیشه بهترین منتظران برای حادثه ایم.منتظرانی از جنس ادعا که عملکردهای اشتباه مان را خوب توجیه می کنیم ، خوب گول می زنیم ، راحت دروغ می گوییم و راحت گریه می کنیم و در آخر دسته گلی از جنس گِلایُل و لیلیوم بر مزار آن مرحومی می بریم که منتظریم در این مسیر جان ببازد تا بانویی بیوه شود ، بچه ای یتیم و خانواده ای اسیر موج فروپاشـی وتازه آنجاست که ما بیدار می شویم از عمیـقِ خوابِ خرگوشی....!
علی ای والیان شهـر ، به هر که دردمان را گفتیم فرمود : اتاق بغلی واتاق بغلی هم گفت : بده بغلی....!
این در حالیست که هر روز از پیشرفت شهرهای همجوار خبردار می شویم و جان مان آتش می گیرد در حالی که ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم.! به نظر شما چرا چندین سال است در آمارهای استانی تکاب رشد منفی دارد و بالاترین میزان مهاجرت؟فکر می کنم تکاب بیش از آنکه به امکانات نیاز داشته باشد به مسئولانی به واقع شجاع ، مبارز و حقگیر نیاز دارد.امیدوارم مسئولان محترم از همین تریبون صدای ما را بشنوند و پاسخگوی ما از همین تریبون باشند.یقین دارم کسی صدای مان را خواهد شنید.

ما زنده به آنیـم که آرام نگیریم

فرهمند شکیبا باشید

🆔 @TakabMan

حق تکاب کجاست ؟

یا راحم المساکین

✍️پروردگارا تو خود گواهی که : دیارم را ، سرزمین رادمردان ، سرزمین شهیدان سرفراز ، سرزمین ۴۵۰ پرستوی مهاجر انقلاب شکوهمند اسلامیمان ایران عزیز ، سرشار از موهبت خویش فرموده ای تا : بندگان نجیب این دیار از آن مواهب ارتزاق نموده و سجده ی شکر بر آستانت سایند !
اما افسوس و صد افسوس که با این همه موهبت و آن همه نجابت ، حق تکابی جماعت جز خون دل خوردن و آه حسرت کشیدن و زانوی غم بغل نمودنی بیش نبوده !!
خداوندا تو خود نیک میدانی که مردمان نجیب دیارم جز بندگی درگهت ، قدم بر بیراهه ننهاده و مدام شکر نعمات داده ات را نموده اند .
حال با این همه موهبت : معادن غنی طلا ( آقدره و زرشوران) ، معادن غنی سنگهای تزئینی ( تمامی منابع شهرستان در سطح روستاهای متعدد) معادن روی و آثار باستانی فراوانی از جمله : تخت سلیمان ، کوه میان تهی زندان سلیمان ، چمن متحرک ، بقعه ایوب انصار ، دژ ساری قورخان ، آبهای معدنی احمد آباد علیا ، قینرجه و یارعزیز، آبشار قینرجه و زندان برنجه و چشمه معروف به علی بلاغی قره بلاغ و هزاران منابع بکر و با صفای طبیعی چرا دیارم را چونان دیاری زلزله زده و در طوفان گرفتار می یابم الله اعلم ؟
راه های مواصلاتی این دیار بکر و سرشار از پول و ثروت را همه ی مردمان و بلکه بالاتر از آن تمام مسولان از ریز و درشت می دانند و درآن ترددها نموده اند ، که خراب اندر خراب است و حادثه خیز و هر از چندگاهی شده واژ نامه ی تسلیت خانواده ها و مسولین بابت تصادفات مرگبار و فوتی های فراوان !
جوانان و مردان عیال وار بی کارش کنج نشین چهارسوی چهار راه شهرم گشته اند و شیرزنان دیارم کوچه نشین کوچه های خاکی و فرو رفته در گرد وخاکند !
کودکان معصوم دیارم با لوازم دست و پا شکسته ی پارکهای بی سامان و پراز سگهای ولگرد مشغولند و رودخانه ها و جوی های خیابان ها و کوچه های شهرم پر از زباله و نخاله گشته ، معابر و خیابانهای پر چاله و چوله ی شهرم هم زبانزد خاص و عام است ! اما چه کنیم که بعضی وقتها زبان قاصر از بر شمردن این همه توجه کریمانه از سوی مسولان مردمی این دیار فراموش شده است !
خدایا ما را ببخش گرچه یک از هزار نعمات و توجهات مسولین امر را نمی توانیم برشمریم ؟ بار الها تو خود گواهی و همه هم گواهند که مسولین این دیار تمام همتشان را بکار گرفته اند تا فقر مطلق بر این دیار مستولی گردد چرا که اگر جز این بود ، با اینهمه نعمت و فراوانی ذخایر حداقل چهره ای غیر از این برای این شهرستان متصور می گشت که نشد و نمیدانم چه شد ؟
شما را بخدا اگر برای خلق الله کمرخدمت بسته اید آستین همتی برهم زنید و چهره ی شهرم را آنچنان که مستوجب این مردم است متحول سازید . باشد که رستگار گردید .
با احترام شهروندی از این دیار به بوته فراموشی سپرده شده./دانشجوگرام
@nesarantakab

شهر طلاخیز ایران، قطب گردشگری که پنهان مانده است

فرماندار تکاب گفت: مجموعه میراث جهانی تخت سلیمان ازبسترهایی مناسب برای سرمایه گذاری در تکاب است.

به گزارش همنوا به نقل از ایسنا، علی مکرمی اظهار کرد: مجموعه میراث جهانی تخت سلیمان و ده ها اثر طبیعی و تاریخی، هنر صنعت فرش دستباف، ۲ معدن غنی طلا و معادن متعدد سنگ و طبیعت بکر شهرستان از بسترهایی مناسب برای سرمایه گذاری در شهر تاریخی تکاب است.

فرماندار تکاب با اشاره به اینکه تکاب به معنای آب باریک و زمینی که آب کم و باریکی در آن باشد)‌ است ،یکصد اثرملی گردشگری،باستانی و طبیعی ثبت شده دارد تصریح کرد: مجموعه تخت سلیمان شهرستان تکاب به دلیل اینکه چهارمین اثر جهانی کشور است که در سال ۸۲ در فهرست آثار سازمان یونسکو ثبت شده به عنوان یک شهر گردشگری بین المللی شناخته می شود.

مکرمی با اشاره به اینکه فرمانداری و اداره میراث فرهنگی و صنایع دستی تکاب برنامه های برای ثبت دیگر اثار تاریخی شهرستان در فهرست آثار ملی دارد خاطرنشان کرد: کوه زندان سلیمان به عنوان اولین اثر طبیعی بکراستان سال گذشته در فهرست آثار ملی و استانی به ثبت رسید.

وی با اشاره به اینکه قله اربابی تکاب یکی از قله های اواخر دوره قاجاراست که  در سال ۹۵ ثبت ملی شده است اظهار کرد: این بنا هم اکنون در مالکیت هلال احمر شهرستان بوده و قابلیت آن را دارد که به یک موزه باستان شناسی ،مردم شناسی و موزه فرش تبدیل شود.

فرماندار تکاب ادامه داد: تعدادی از آثار تاریخی شهرستان ازجمله قلعه اربابی رشیدالدوله دورباشی در سال جاری به دلیل تخریب های فراوان توسط افراد سود جو مورد مرمت، باز سازی و حفاظت قرار گرفت.

مکرمی با بیان اینکه اقتصاد تکاب افشار کشاورزی و دامداری است و از این حیث تقریباً خودکفا و صادرکننده است، اما بخش مهم دیگری از اقتصاد منطقه محصولات صنایع دستی و بر عهده زنان فرشباف تکاب است افزود: قالی و قالیچه‌های نفیس و گرانبهای افشار محبوبیت خاصی در بازارهای فرش دنیا دارد، و از حیث رنگ و مرغوبیت و طرز بافت و نقشه از فرش‌های درجه اول است.

وی با اشاره به معادن طلای این شهرستان گفت: در بخش معدن، تکاب دارای بزرگترین مجموعه تولید طلای ایران است، بزرگ‌ترین معادن طلای خاورمیانه با ذخایر ۸۰ تن طلای خالص در معادن زره‌شوران (اولین در ایران) و آقدره (دومین در ایران) در تکاب قرار دارد.

فرماندار تکاب خانه های بوم گردی را یکی از پتانسیل های مناطق گردشگری دانست و گفت: به دلیل تاریخی بودن شهرستان تکاب می توان با راه اندازی روستاهای بوم گردی ضمن ارائه خدمات به گردشگران وآشنایی انها با نحوه معیشت،غذاها، لباسها و معماری منطقه در راستای اقتصاد مقاومتی ،چرخه اقتصادی روستاها را فعالتر کرده و در مناطق گردشگری ایجاد اشتغال کرد.

مکرمی افزود: با پیگیری های انجام شده ۲ واحد خانه بوم گردی در روستای نصرت آباد احداث و با برنامه ریزی های انجام شده درصدد هستیم در روستاهای هدف گردشگری جهت ایجاد و اخذ مجوز خانه های بوم گردی گام برداریم.

فرماندار تکاب در خصوص برنامه های فرمانداری در سال جاری برای رونق گردشگری شهرستان تکاب افزود: مرمت و باز سازی اماکن تاریخی، مناسب سازی فضاو مبلمان شهری ، پرداخت وام های کم بهره به هنرمندان صنایع دستی شهرستان،حمایت تسهیلاتی از هتل دو ستاره تخحت سلیمان در دو مرحله و معرفی جاذبه های گردشگری شهرستان تکاب از طریق ۲۰ برنامه رادیویی وتلویزیونی از جمله این برنامه هااست.

به گزارش همنوا به نقل از ایسنا؛ تکاب یکی از شهرستانهای آذربایجان غربی به معنای آب باریک و زمینی که آب کم و باریکی در آن باشد آمده‌است. تکاب به صورت اسم مرکب به معنی دره، زمینی که در بعضی از جاهای آن آب فرورود و از جای دیگر بر آید. نام قبلی تکاب تا سال‌های ۱۳۱۶ و ۱۳۲۰ شمسی تیکان‌تپه بوده‌است، این شهر تا پیش از ۱۳۱۷ به سبب وجود خار در تپه‌های اطراف شهر، «تیکان‌تپه» (خارتپه) نامیده می‌شد. سپس، بنا به تصویب فرهنگستان زبان ایران، نام آن به تَکاب تغییر یافت.

پیمان نامه عدم افشا.....

🔴پیمان نامه عدم افشا.....

🔰نساران تکاب،سید اکبر موسوی: چه کسانی ازشهرستان تکاب خاصه معادن طلای زرشوران وآقدره اطلاعات وآماری مصادره به مطلوب وغلط به نادر قاضی پورمیدهند.

🔰پیمان نامه عدم افشا قراردادی حقوقی میان حداقل دو دسته است که در آن دو طرف موافقت می‌کنند اطلاعات محرمانه، دانش و دیگر معلومات مورد نظر خود را برای اهداف به‌خصوصی با یکدیگر به اشتراک بگذارند، اما آن اطلاعات را از دسترس یک دستهٔ سومی دور نگه دارند. این قرارداد، قراردادی است که طی آن طرفین موافقت می‌کنند که اطلاعاتی که در قرارداد بر روی آن توافق کرده‌اند را فاش نکنند. یک پیمان‌نامهٔ عدم افشا، مراوده‌ای محرمانه میان دو دسته، به منظور مصون داشتن هر نوع اطلاعات محرمانه، انحصاری یا اسرار تجاری ایجاد می‌کند. برای مثال، دو دسته می‌توانند قراردادی با هم امضا کنند که در آن اسرار تجاری خود را با هم به اشتراک بگذارند، ولی آن را برای دیگران فاش نکنند.واین دسته سوم یعنی دیگران اگردقیق ترگفته باشم مردم تکاب وشایدمسئولین هستند.که از دریچه ی نگاه افشاکننده گان نامحرم تلقی شوند.

🔰دخالت نمایندگان حوزه های دیگر وحتی شهرها واستانهای غیردرامورات تکاب مسبوق به سابقه است وظرف این سالها نمود عینی تری یافته مانند دخالت نماینده مهاباد که سال گذشته اعتراض امام جمعه تکاب رابه تندی درپی داشت ویادخالت آرام وبی صدای نماینده زنجان درحوزه کارگری این شهر واکنش فعالان وکاربران فضای مجازی رابرانگیخت.علی ایحاله دراین باب روی سخن باآنهایی است که ازداخل معدن وکارخانه طلای زرشوران ازجیب وسرمایه مردم تکاب خاصه خرجی نموده واطلاعات زرشوران رابه قاضی پور دربقچه های رنگین بسته بندی شده حواله میدهند وایشان هم برحسب همین داده های میدانی دوستانش و درپاسخ به بجای آوردن حق همسایگی درمحلات ارومیه ورفاقت های قدیم بعضا اظهارات متناقض وکارشناسی نشده ودرظاهرعامه پسنددرجراید ویاازتریبون مجلس برله یاعلیه تکاب ایرادمیکند.
🔰درنگاه اول کارهای این نماینده محترم که مواضع وسخنانش ازروی دریاچه ی روبه موت وازمرکزاستانی باچالش های ساخته شده ی یوم التبلیغاتی ایشان به سمت تکاب سرازیر میشود نوعی دلسوزی به چشم میخورد ولی رفته رفته ودرهمان روزهای آغازین به سبب موهوم بودن وکذب بودن وشکستن مفاد پیمان نامه به راحتی وجودتکابی عاری ازتصلب شرایین .تکابی به مسلخ برده شده وتکابی که دردستان اعوان وانصار وی درمعدن زرشوران ازهم تکیده وجودندارد وایشان جزتامین امنیت غیربومی هادرزرشوران که ثروت ومقدرات تکاب رابه سیطره خوددرآورده اند به چیزدیگری نمی اندیشدولواینکه این ماهی پخته خویش را باایجادچترامنیتی برروی حقوق ومزایا ومشاغل آن چندنفری که قاضی پور مدام دلخوش به اطلاعات آنهاست صید وهرازگاهی دورهمی داشته باشند واصلا پربیراه نیست که این دورهمی بااجتماع 4نفرغیربومی درزرشوران وچندین نفردرخودتکاب وچندتایی درمرکزاستان وچندنفری دیگردرپایتخت ومجلس و وزارتخانه شکل بگیرددراین صورت هم باصفاتر وهم مسماترخواهدبود
❌حال جان کلام دراینجا برمسئولین وامام جمعه محترم ونماینده پرتلاش تکاب درمجلس فرض است هرجا که تشخیص دهنداقدامات وسخنان ایشان واین چنینی وگدایی مسلکی هابه ضررشهر ومردم تکاب است که صدالبته اینگونه بوده جلویش رابگیرندچراکه این عزیزان بهترازمردم عادی به حقایق وافتاده ها وایستاده ها وقوف دارند ....و بدانند دوچیزمی شکندپشت مردرا...ودوچیزمی شکندپشت تکاب را...تصدیق بی وقوف ووقوف سکوت دار...!!!

یاحق:سیداکبر موسوی تکاب
@nesarantakab

محرومیت تاریخی شهر معادن ۶۰ گانه؛ تکاب روزبه‌روز از ثروت خالی‌تر می‌شود

تکاب به عنوان تنها شهر سرشار از معادن طلا و سنگ‌های صنعتی کم نظیر با استحصال بی رویه و انتقال آن به سایر نقاط کشور و جهان روزبه‌روز از ثروت خالی‌تر می‌شود و مردم این شهر هر روز دستشان از مزایای این همه ثروت کوتاه‌تر می‌شود.

محرومیت تاریخی شهر معادن 60 گانه؛ تکاب روزبه‌روز از ثروت خالی‌تر می‌شود

به گزارش خبرگزاری تسنیم از تکاب، این شهرستان نمونه یک شهری است که می‌توان ادعا کرد همه چیز دارد اما هیچ چیز ندارد.

ثروت‌های نهفته در تکاب به هیچ وجه قابل ارزش گذاری به پول نیست کافی است این ثروتها را بشماریم، تخت سلیمان تکاب به عنوان میراث چندین هزار ساله تاریخ بشر یکی از آنهاست، معادت طلای تکاب با صدها تن طلای خالص یکی دیگر از ثروت‌های خدادادی این شهر است 60 معدن سرشار از سنگ‌های گران قیمت از دیگر داشته‌های این سرزمین زرخیز است.

لیست بلندبالای ثروت‌های خدادادی تکاب

فرش افشار تکاب یک برند جهانی در این صنعت است همچنانکه منطقه به سار زیبا و منحصر به فرد زندان سلیمان و کوه بلقیس نیز در همین جغرافیا قرار دارد و در کنار این‌ها چمن متحرک تکاب نیز یک ویژگی خاص برای جذب گردشگر است.

به این لیست بلند بالا و فوق العاده زندان نبی کندی، خانه اربابی نصرت آباد (قالا)، آبشار قینرجه، قلعه ساری قورخان، آبگرم و آبشار قینرجه، چهار کلیسای چهار طاقی، زندان به رنجه و کوه چهل چشمه را هم اضافه کنید تا دریابیم شهرستان تکاب سرشار از ثروتهایی تمام نشدنی است که توجه به هر کدامشان می‌تواند کسب و کارهای این منطقه و اقتصاد این شهرستان را کن فیکون کند.

ولی آنچه که در این شهر زرخیز، معدنی و سرشار از ثروت می‌گذرد چنان تأسف بار است که گویی مردمان این شهر در برهوتی زندگی می‌کنند که هیچ ثروتی در آن نیست.

وعده‌هایی که هنوز هیچ کدام جامه عمل نپوشیده‌اند

مرور برخی مستندات خبری سال‌های دور و نزدیک نشان از بی توجهی محض به این شهر دارد.

حتی وی  از ایجاد شهرک سنگ در شهرستان تکاب نیز خبر داد بود ولی این وعده نیز چیزی جز یک حرف نبوده است همچنانکه کنسرسیوم فرش دستباف تکاب نیز چیزی فراتر از یک حرف نبود.

چند سال پیش ایده راه اندازی دانشگاه معدن در تکاب نیز از سوی برخی نمایندگان مردم آذربایجان غربی در مجلس شورای اسلامی سر زبان‌ها افتاد اما هیچ پیگیری خاصی برای راه اندازی چنین دانشگاهی انجام نشده است.

محرومیت از حق قانونی 15 درصدی درآمد معادن

به رغم وجود این همه ثروت در جغرافیای کوچکی بنام تکاب مردم این شهر از حق قانونی 15 درصدی درآمد معادن هم محرومند همچنانکه امام جمعه این شهر به تسنیم می‌گوید: قریب به 60 معدن در شهرستان تکاب وجود دارد که باید 15 درصد از درآمد این معادن به عنوان حقوق به شهرستان تکاب واگذار شود.

حجت الاسلام والمسلمین عیسی برادری می‌افزاید: دریافت این 15 درصد بسیاری از مشکلات روی زمین مانده شهرستان تکاب را برطرف می‌کند.

امام جمعه تکاب معتقد است: مسئولان باید با نگاه مساوی به شهرستان‌ها نگاه کنند و شهرستان تکاب یکی از شهرستان‌هایی است که باید آن را دید و درک کرد نه تنها آن را شنید بنابراین تمامی مسئولان از استاندار گرفته تا مسئولان خرد در مورد پیشرفت تکاب به عموم مردم پاسخ دهند.

به گفته وی نگاه ویژه به موضوع راه، معدن، سد و تخصیص بودجه مناسب برای شهرستان تکاب بیش از پیش احساس می‌شود و آحاد مختلف مردم نیز در این مسیر نهایت تلاش خود را به کار می‌گیرند تا سیاست‌های دولت به خوبی پیش رود و درد ما در مردم است و به سیاسی بازی هیچ توجهی نداریم.

اوضاع اسفبار جاده‌های مواصلاتی تکاب

برادری امام جمعه جوانی است که از روز نخست انتصاب به این مسئولیت پیگیری مستمر موضوع زیرساخت‌های جاده‌ای تکاب را آغاز کرده است و به کرات به مطالبه آن از وزرا و استانداران آذربایجان غربی پرداخته است.

امام‌جمعه تکاب می‌گوید: در هیچ‌یک از دولت‌ها به راه‌های مواصلاتی شهرستان تکاب توجهی نشده و یکی از مشکلات بزرگ ما همین موضوع است در حالیکه هم اکنون جاده‌های این شهرستان بر اثر عبور و مرور خودرورهای سنگین، کیفیت خود را از دست داده‌اند چراکه این کامیونها مرتباً سنگ‌های معدنی این شهر را به صورت خام به سایر نقاط کشور و دنیا منتقل می‌کنند و هر روز این شهرستان از ثروت خدادادی خالی‌تر می‌شود.

جالب است بدانید که موضوع انتخاب نماینده برای سه شهر میاندوآب تکاب و شاهین دژ نیز همیشه جزو مسائل مناقشه برانگیز بوده است چون برای این سه شهر باید دو نماینده انتخاب شود و وقتی نماینده‌ای غیر تکابی برای این سه شهرستان انتخاب می‌شود پیچیدگی‌های زیادی روی می‌دهد.

اذعان هر دو نماینده تکاب به محرومیت تاریخی این شهرستان

همایون هاشمی یکی از دو نماینده کنونی این سه شهرستان در مجلس شورای اسلامی که اصالتاً تکابی بوده و اتفاقاً پیش از نمایندگی رئیس سازمان بهزیستی کشور نیز بوده معتقد است سهم این شهرستان در بودجه بندی و برنامه ریزیهای ملی و استانی رعایت نمی‌شود.

وی می‌گوید: تکاب باید از سفره مدیریتی استان آذربایجان غربی سهم و حق خود را داشته باشد و استعدادها و ظرفیت‌های موجود در این شهرستان نیازمند بهره برداری از آن‌هاست.

دیگر نماینده مردم میاندوآب، تکاب و شاهین‌دژ در مجلس شورای اسلامی نیز معتقد است: بهره‌برداران معدن طلای تکاب، به سبب استخراج غیر اصولی سرزمین سوخته تحویل شهروندان تکابی می‌دهند.

جهانبخش محبی‌نیا در گفت‌و‌گو با خبرنگار تسنیم گفت: متاسفانه دولت هیچ سرمایه‌گذاری در شهرهایی که معدن‌خیز هستند برای فرآوری محصولات استخراج شده از این معادن انجام نداده‌ است و این امر سبب شده که مردم این شهرها نسبت به معادن که ثروتی برای هر نقطه از جهان محسوب می‌شود نگاهی منفی داشته باشند.

وی خاطرنشان کرد: به سبب اینکه از معادن آذربایجان‌غربی برایعمران و آبادانی خود منطقه استفاده نمی‌شود و ارزش افزوده آن نصیب دیگر استان‌ها و کشورها می‌شود هیچ همکاری در این راستا میان مردم و مسئولان به وجود نیامده است.

وعده‌های بی سرانجام استاندار برای مردم تکاب

محمد مهدی شهریاری در تنها سفری که به شهرستان تکاب داشته در شورای اداری این شهرستان بر نا مناسب بودن جاده‌های تکاب تصریح و اذعان کرده و گفته است:  با وزیر راه و شهرسازی در مورد جاده مواصلاتی تکاب صحبت کرده‌ام و  پیگیر سه موضوع اساسی کشاورزی، گردشگری و آب و فاضلاب تکاب نیز هستم.

البته شهریاری این نکته را هم در همان جلسه گفت که رفع محرومیت از مناطق دورافتاده و محروم استان نیازمند برنامه‌ریزی جدی مدیران است و شهرستان تکاب ظرفیت بسیار مناسبی برای توسعه و ایجاد اشتغال دارد که باید از آن‌ها نهایت استفاده را کرد.

مطالبات مشترک فرماندار و امام جمعه تکاب از دولت

اما اگر می‌خواهید بدانید این حرفهای درست شهریاری چقدر جامه عمل پوشیده کافیست به مصاحبه‌های دیروز و امروز فرماندار و امام جمعه این شهر رجوع کنیم آنجا که دوباره حجت الاسلام والمسلمین برادری در مصاحبه با برخی رسانه‌ها گفته است: متاسفانه در تخصیص بودجه جزو استان‌های آخر محسوب شده و علاوه بر آن، تکاب نیز جزو شهرستان‌هایی است که در دادن مالیات رتبه نخست استانی را دارد اما در تخصیص بودجه جزو شهرستان‌های ضعیف محسوب می‌شود.

وی انگشت روی بی نصیبی مردم این شهر از مزایای معادن طلا هم گذاشته و گفته است: افزود: معدن طلای زره‌شوران یک معدن دولتی است که در سال گذشته 850 کیلوگرم طلای 24 عیار از آن استخراج شده و معدن طلای آغ‌دره نیز یک معدن خصوصی است که در سال 96 به میزان 800 کیلوگرم طلا از آن استحصال شد بنابراین انتظار می‌رود که 9 درصد ارزش افزوده و 15 درصد حقوق دولتی به شهری که دارای این همه ثروت است، بازگردد اما متاسفانه اینچنین نمی‌شود.

علی مکرمی فرماندار تکاب نیز مطالبه‌ای مشابه امام جمعه این شهرستان دارد آنجا که اخیراً در همایش دهیاران و شوراهای اسلامی روستاهای تکاب با تاکید به لزوم متناسب شدن وصول درآمدهای مالیاتی و سهم شهرستان از بازگشت این درآمدها، گفته است: با توجه به میزان بالای درآمدهای مالیاتی تکاب در سطح استان، مطالبه مردم برای بهره‌مندی بهینه از این درآمدها و عواید فعالیت‌های معدنی به حق است.

بنابراین باید از استاندار آذربایجان غربی خواست که برای اثبات ادعای خود این گوی و این میدان را ببیند و حق مردم تکاب را از دولت بستاند.

گزارش: محمد آقایی پر

فرشی که به آهنین معروف است

رئیس اداره فرش سازمان صنعت و معدن و تجارت آذربایجان غربی گفت: فرش دستبافت افشار تکاب ثبت جهانی می‌شود.

درویشی در گفت وگو باخبرنگار ایسنا افزود: بعد از ثبت ملی و جهانی فرش ریزماهی خوی، فرش افشار تکاب ثبت ملی شده و برآورد می شود تا پایان سال۲۰۱۸ میلادی ثبت جهانی شود.

وی با اشاره به اینکه زادگاه و مهد فرش افشار، منطقه تکاب(آذربایجان غربی) است تصریح کرد: از جمله معروفترین مناطق تولید قالی در آذربایجان غربی، شهرستان تکاب است و قالی افشار شهرت جهانی دارد؛ قالی و قالیچه‌های نفیس و گرانبهای افشار محبوبیت خاصی در بازارهای جهانی فرش دارد و از حیث رنگ و مرغوبیت و طرز بافت و نقشه، دارای بهترین کیفیت هستند.

درویشی ادامه داد: بنا به گفته مورخان قدمت فرش افشار به ۷۰۰ سال پیش برمی گردد. در گذشته گره های این فرش با دست زده می شد ولی امروزه از قلاب استفاده می‌شود.

رئیس اداره فرش سازمان صنعت و معدن و تجارت آذربایجان غربی با تاکید به اینکه بافت فرش دستبافت در تمام نقاط استان رایج است، تصریح کرد: مناطق جنوب استان شامل شهرهای تکاب، مهاباد، شاهین دژ و بوکان به مناطق افشار بافت شناخته می‌شوند.

رئیس اداره فرش سازمان صنعت و معدن و تجارت آذربایجان غربی با تاکید بر اینکه فرش افشار تکاب در بازارهای جهانی به فرش آهنین مشهور است، خاطرنشان کرد: فرش افشار تکاب به لحاظ نوع تولید، شکل، دوام بالا و کیفیت مناسب عمر و دوام زیادی نسیت به سایر فرش‌ها دارد.

وی با بیان اینکه صادرات فرش ‌در سال های گذشته با رکود مواجه بوده است، اظهارکرد: تحریم، رکود اقتصاد جهانی و کم شدن قدرت خرید جهانی از علت های رکود صادرات فرش است.

درویشی ادامه داد: موضوع بازاریابی فروش فرش در بازار های داخلی و خارجی، به وجود آمدن رقبا و فاصله افتادن طراحان و تولید کنندگان فرش از انتظارات بازارهای جهانی،  فروش نداشتن به خاطر تحریم‌ها و مسائل بیمه قالی بافان از جمله مشکلات صنعت فرش استان است.

وی بااشاره به اینکه درسال گذشته ۸۰ میلیون دلار در کل کشور صادرات فرش داشتیم، افزود: طی برآورد انجام شده در سال گذشته به ارزش ۲۰ میلیون دلار فرش از آذربایجان غربی صادرشده که از این میزان حدود ۴۰ درصد مربوط به فرش افشار تکاب است.

شناسایی و بررسی مشکلات روستاهای شهرستان تکاب

شناسایی و بررسی مشکلات روستاهای شهرستان تکاب

 

ادامه نوشته

يك اطلاعيه و نقدي برآن


‌ شبکه_بهداشت


با سلام خدمت همشهریان عزیز

با احترام به استحضار می رساند که اخیرا مواردی در کانالهای تلگرامی از طرف همشهریان عزیز منعکس میگردد که در خصوص اقدامات درمانی انجام شده در بیمارستان شهدا تکاب برای خود یا یکی از اطرافیان می باشد ... نظر به اینکه تشخیص و درمان نیاز به صلاحیت علمی و تخصصی دارد و جهت ارایه نظر در رابطه با قصور احتمالی باید اطلاعات و آگاهی لازم و کافی را داشته باشیم لذا از همشهریان عزیز و مدیران محترم کانالهای تلگرامی خواهشمند است

شکایات خود را در خصوص روند درمان و مشکلات و مسائل فنی و پزشکی را با نظارت بر درمان شبکه بهداشت و درمان تکاب با شماره تلفنهای  45522875 و 45522876 داخلی 117 در ساعات اداری جهت پیگیری موارد و مشکلات مشابه در میان گذاشته و پیگیر مشکلات و مطالبات روند درمان بیماران  باشند .../باشگاه خبرنگاران تکاب

 روابط عمومی شبکه بهداشت و درمان تکاب

 نقدي بر تعارض شبکه بهداشت با حقوق شهروندی

ماهنامه تکاب-امروزه گسترش فضای مجازی و کارکردهای متفاوت آن برکسی پوشیده نیست و یکی از اصلی ترین و مسلم ترین حقوق شهروندان گردش صحیح اخبار و اطلاعات می باشد تا جایی که ریاست محترم جمهور و بعضی از نمایندگان مجلس خواهان شفافیت بیشتر حتی  مصوبات و بخش نامه های داخلی در اطلاع رسانی به مردم بوده و نه تنها تناقضی در نحوه ی انجام خدمات به آحاد جامعه نمی بینند بلکه آنرا تجلی حقوق شهروندی در جامعه می دانند
 
با مقدمه فوق توجه شهروندان گرانقدر را به اطلاعیه ای از جانب روابط عمومی شبکه بهداشت و درمان مبنی بر عدم توجه به گلایه های عدیده و فراوان یکی دو ماه گذشته در حوزه  سلامت شهروندان است را جلب می نمایم

نهاد روابط عمومی یکی از زیر مجموعه های دولت با بی اعتنایی کامل به حقوق شهروندی در گردش آزاد اطلاعات ضمن عدم پاسخگویی به کمبودها و خسارات پیش آمده به شهروندان در این مدت در یک اقدام فرار به جلو تمام  کمبودها را خارج از تخصص چشم بینای شهروندان عنوان کرده و از مردم خواسته صرفا به هر آنچه واحد زیر دستی آنها یعنی نظارت بر درمان عنوان نماید اعتنا نموده در حالیکه مشکلات پیش آمده ی این حوزه آن چنان فنی و تخصصی نیست که از چشم تیزبین مردم مستور بماند

در پایان امیدواریم کلیه مسئولین تغییر رویه داده و با استفاده ی صحیح از فضای مجازی، نقش خود  در اطلاع رسانی و آگاهی بخشی شهروندان و تکریم ارباب رجوع به معنای واقعی را ایفا نمایند تا در فضایی دوستانه راهکارهایی برای پایان یا کاهش مشکلات یافت گردد

شهرهای کوچک و مدیریت سنتی

شهرهای کوچک و مدیریت سنتی

ماهنامه تكاب-امروزه شهرهای کوچک و متوسط با مشکلات بسیار زیاد از خردترین تا بزرگترین و از عادی ترین تا سخت ترین رو به رو هستند. این امر باعث شد تا هرکس با نگاه عامیانه و سطحی نگری به مشکلات شهر تکلیف و وظیفه خود بداند تا این مسائل را ریشه کن کند.
 به گونه ای که در بعضی از شهر ها در برابر هر 500 تن رای دهنده یک نفر کاندید شورای شهر می شود به همین خاطر در هنگام انتخاب شورای شهر یا شهردار و یا مدیریت سایر ارگان ها افرادی دلسوز، کاردان در تخصص خود، انسان دوست و وظیفه شناس ولی غیر متخصص در امور شهری با استفاده از روش های پوپولیستی به سمت هایی دست پیدا می کنند.
ساکنان و شهروندان این شهرها نیز از این افراد انتظار معجزه و ساخت شهری ارمانی و ایده ال را دارند. اما انچه در دوره عملکردی این افراد در مدیریت شهری اتفاق می افتد افزایش چندین و چند برابری مشکلات ریز و درشت در  شهر است. امروزه این سیکل باعث از بین رفتن اعتماد شهروندان به مدیریت شهری در شهرهای کوچک و متوسط شده است.
 
چرا این شرایط به یک چرخه باطل تبدیل شده است؟
ایا هرکس خود را متخصص می داند؟
ایا درک درست از مسائل شهری و فضای شهر وجود دارد؟
ایا دیدی واقع گرایانه به مسائل شهر وجود دارد؟
ایا شهروندان در انتخاب اشتباه کرده و مقصرند؟
✍️ایا در روند انتخاب مدیران و انتصاب ها مشکلات اساسی وجود دارد؟
ایا این مدیران انتقاد پذیر هستند؟
ایا مدیران قدرت گفتن«« نمیدانم«« را دارند؟

و چندین و چند آیا دیگر ...

✍️در این زمان راهکار چیست.
به نظر می رسد سه راهکار مهم وجود دارد.

یکم مشاوره علمی

دوم مشاوره علمی
و
سوم مشاوره علمی

اما:مشکل وقتی حاد می شود افرادی که چند دهه تنها از راه کار و فعالیت مستقیم در امور شهری کسب تجربه کرده اند اجازه ورود دارندگان علوم شهری و متخصصین علمی را نمی دهند و خود را کلید اصلی حل مشکلات می دانند. اصلی ترین سوال از این افراد این است.
 اگر می توانستید و می دانستید و باز می دانستید و می خواستید وضع اکنون و امروزی شهر به این صورت و با این همه مسائل و مشکلات نبود.
پس درمان تنها به دست دارنده علم است. همانطور که امروزه درمان امراض بدست افراد محلی ممکن نیست. و پزشک متخصص شرط اصلی است.  مشکلات شهری را نیز باید با دست متخصص و عالم آن حل کرد.
  مدیریت و برنامه ریزی شهری كانال آرمانشهر

گردشگری شهری

گردشگری شهری


ماهنامه تكاب به نقل از كانال آرمانشهر: برنامه ریزی و مدیریت توسعه ی گردشگری شهری با توجه به اهداف و اصول توسعه پایدار گردشگری ، دانشی میان رشته ای به شمار می آید كه به همكاری رشته های گوناگون علمی و همكاری بخش ها و نهادهای گوناگون مسئول در توسعه و عمران شهری نیازمند است . جوهر برنامه ریزی و مدیریت گردشگری شهری،  شناسایی منابع و عوامل موثر در توسعه ی گردشگری واستفاده بهینه و پایدار از آن هاست كه در راستای تامین نیازهای فراغتی عامه شهروندان و بازید كنندگان در مقیاس محلی  ملی و فراملی به كار می رود.

بنابراین محورهای اصل برنامه ریزی ومدیریت گردشگری شهری  به تعیین سلسله مراتب برنامه ریزی و گردشگری شهری، تعیین مقیاس برنامه ریزی  شناسایی عوامل اصلی موثر در توسعه گردشگری شهری و تدوین سیاست ها و روش های نگهداری ظرفیت منابع گردشگری مربوط می شود كه در این مینان مدیریت شهری نقش بسیار مهم و موثری را در ایجاد هماهنگی و تعامل در این نهاد موثربرعهده خواهد داشت .

درحال حاضر وظایف برنامه ریزی و مدیریت توسعه ی گردشگری دركشور درسطح های گوناگون محلی  ملی و فرا ملی  بر عهده نهادهای مختلفی است كه هر یك دارای ساختار بخشی اند و از این نظر اقدامات آن فاقد هماهنگی و همكاری لازم است. با توجه به نبود یك رویكرد جامع و مدیریت یكپارچه در سیاست های كلان توسعه گردشگری در كشور  می توان گفت كه هنوز جایگاه گردشگری شهری در نظام برنامه ریزی توسعه و عمران به درستی تعریف و و تبیین نشده است.

به طور كلی می توان مشكلات بنیادی در توسعه گردشگری  شهری را فقدان رویكردی جامع و هماهنگ در توسعه گردشگری شهری در مقیاس محلی و بین المللی،  ناهماهنگی میان نهادهای شهری ، زیست محیطی ، گردشگری و میراث فرهنگی ، نقش كم رنگ دولت و شهرداری ها در توسعه گرشگری شهری،  نقش ضعیف برنامه ریزی شهری و منطقه ای در تامین زیرساخت ها و تسهیلات گردشگری شهری،  نارسایی وناهماهنگی در قانون ها و تشكیلات اجرایی توسعه گردشگری شهری، حضور كم رنگ بخش خصوصی وضعف مشاركت در زمینه ی گردشگری  شهری و نیز كافی نبودن آموزش  تبلیغ و اطلاع رسانی برشمرد.

مدیریت شهری و مسئولان چه اقداماتی برای  بارش برف باید انجام دهند

مدیریت شهری و مسئولان چه اقداماتی برای این بارش برف باید انجام می دادند؟

آماده باش نیرو های خود از شب قبل برای ماسه و نمک پاشی در مسیر ها به ترتیب اولویت زیر:
۱)خیابان های شریانی ، محورهای حمل و نقل عمومی و دسترسی ها به مسیرهای منتهی به مراکز امدادی و درمانی
۲)خیابان های جمع و پخش کننده و مسیر های منتهی به مدارس و محلات منزوی و دور افتاده
۳)خیابان ها و راه های محلی

توزیع بسته های شن ، نمک و پارو بین مغازه داران در مناطق مسکونی برای پوشش پیاده روی جلوی مغازه ی خود جهت سهولت دسترسی مردم

جلوگیری از پارک خودرو در خیابان های اصلی برای تردد سریع تر برف روبها برای باز نگه داشتن مسیر در تمام مدت

اعلام آماده باش و ایجاد حداکثر آمادگی دز سازمانهای مرتبط برای مقابله با برف و سرما نظیر اورژانش ،پلیس ، شرکت های آب و برق و گاز ، شرکت واحد ، تاکسیرانی ، راه داری ، فرودگاه ها و همینطور نیروهای مسلح و بسیج برای پشتیبانی در صورت لزوم

بررسی و تعمیرات لازم خودروهای برف روب به منظور آمادگی برای اجرای عملیات

رسیدگی به کارتن خواب ها و بی خانمانان و اسکان آنها در گرم خانه ها  قبل از رسیدن سامانه ی بارشی و سرما

اعلام هشدار به مردم برای آمادگی  و پرهیز از سفرهای غیر ضروری

حضور میدانی مدیران و مسئولان مربوطه در سطح شهر و نواحی مورد نیاز

آماده سازی مساجد و مناطق اسکان اضطراری در راه ماندگان از روز قبل و همچنین آماده سازی سوله های ذخیره ی مایحتاج ضروری برای توزیع در صورت لزوم

سبک سازی درختان از برف برای جلوگیری از شکستن آنها و در صورت لزوم سبک سازی بام و سقف منازل برای جلوگیری از فروپاشی و تخریب

پاکسازی مسیر ها و کانال های آب های سطحی شهر از زباله برای تخلیه سریع و جلوگیری از آب گرفتگی معابر و یخ زدن آنها

حال سوال آنجاست که سازمان ها و دستگاه های ذی ربط بخصوص شهرداری با توجه به توضیحات بالا توانسته پاسخگوی نیاز های این شرایط باشد؟/ كانال آرمانشهر

قابل توجه شهرداری تکاب ‼️

قابل توجه شهرداری تکاب ‼️

مرکز شهر ،  کوچه پشت باربری اتحاد
📌خطر ریزش آوار

 

صدای مردم شهر
 
🙏درخواست از مسئولین شهر برای رسیدگی :


🔻فکر نکنید اینجا خرابه های شام  وسوریه ویا شهر رواحه ...

🔹اینجا مرکز شهر تکابه ویرانه های بار بری اتحاده همان پشت بانک صادرات کوچه قاسملو

🔸سالیان درازیست که درسایه ی بی توجهی وارثان محترم آسایش را به کلی از  ساکنان محل سلب نموده ونیمه شبها به کرات  باریزش  قسمتی از سقف  ودیوارهای کاهگلی ضخیم آن دیگر ساختمانهای همجوارش رابه لرزه در آورده و همسایگان را هراسان و سراسیمه بالباس نامناسب و باچشمانی خواب آلود باتوجه به زلزله ی اخیر به  بیرون فرار می کنند و به ناگاه با ریزش بخشی از ساختمان مذکور مواجه می شوند

 🔹اما تاکنون اهالی کوچه به تمامی ادارات شکایت کرده وتا کنون نه از سوی وراث ونه از طرف شهرداری وسایر مسئولین هیچگونه اقدامی برای آوار برداری صورت نگرفته و عملا این ویرانه درساعتهای خلوت روز به پاتوقی امن و آرام برای معتادان  و حیوانات موذی  تبدیل شده و به کلی امنیت و آسایش شهروندان این محل را سلب نموده در
حالی که ضمن اخطار به مالکان محترم نسبت به عواقب هر گونه مسولیت از شهرداری محترم خواهشمند است طبق قانون شهرداری نسبت به تخریب یا حصارکشی قبل از هرگونه خسارات مالی و جانی مخصوصا کودکان که همیشه در حال بازی در کنار این دیوار هستند جلوگیری به عمل آید
 
از طرف اهالی محل

#صدای_مردم _شهر

نقدی بر یک نامه

نقدی بر یک نامه

باز نشر یک یادداشت

#گفتمان

👇👇👇👇

◾️▪️ده ها روز پس از  قطعی شدن سفر استاندار جدید به تکاب، و پیچیدن خبر این سفر در کوی و برزن،
 دعوت نامه سرگشاده آقای فتاحی از آقای استاندار جهت سفر به تکاب، از چه چیزی حکایت میکند؟

🔶🔹نکاتی چند پیرامون نامه سرگشاده ریاست محترم شورای شهر به آقای استاندار جهت سفر به شهرستان تکاب

🔶🔹بدون تردید، بازتاب مشکلات مردم از طرف هر مسئولی امری مبارک است و جای تقدیر دارد، اما با توجه به اینکه خبر قطعی شدن سفر استاندار جدید به تکاب روزهاست به اطلاع عموم مردم رسیده، حداقل انتظار از آقای فتاحی این بود که به شعور مخاطبان فرضی خود احترام بگذارند و در صدد نباشند این سفر ایشان را که  قطعیت یافته در انذار عموم به نامه سرگشاده و دیرهنگام خودشان منتسب نمایند.

🔶🔹باری؛ عنوان نامه توجه هر خواننده را باعبارت "نامه سرگشاده و بسیار مهم" در نگاه اول به خود جذب میکند و میرود که تحسین خواننده را برانگیزد. اما برای خواننده تیزبینی که موشکافانه نانوشته ها را میخواند رفته رفته پرسش های زیادی در صف انتظار پاسخ نگارنده می نشینند.

🔶🔹صرف نظر از مشکلات ویرایشی و نگارش و فقدان کوچکترین توجه به سبک های رایج در تنظیم نامه های سرگشاده، اگر نخواهیم به بار معنایی کلمات چندان حساس شویم و من باب مثال اهمیت نداشته باشه که تطبیق خود به معنی مقایسه است و استفاده از ترکیب "مقایسه تطبیقی" از نظر نگارشی حشو قبیح نام دارد، و فرض بر اینکه ریاست محترم شورای شهر منظورشان بررسی تطبیقی بوده است، گویی از سهو ها و سهل انگاری هاو کلیشه گویی های صورت گرفته، واضح به نظر میرسد که نگارنده بیشتر از آنکه استاندار را مخاطب فرض کرده باشد، سه قشر از مردم تکاب را مخاطب قرار داده که از آنها مشخصا با عنوان اهل تسنن و اهل تشیع و اهل حق یاد میکند، لذا با القای این مسئله که این بنده حقیر بودم که به استاندار نامه نوشتم و وی را مجاب کردم به تکاب بیاید، اندک تلاشی کرده اند که دل هر سه گروه فرضی را برای روز مبادا به دست آورند.


🔶🔹امید اینکه تمامی مسئولین به این نتیجه برسند که مردم بیشتر از آنکه تحت تأثیر جوسازی های مقطعی باشند،  نتیجه محور هستند، و این عملکردها هستند که میتوانند در قامت ابزار مناسب و در عین حال اخلاقمدارانه  سعی در دلربایی مخاطب نمایند.

🔶🔹لذا شایسته نیست از ترفندهایی برای کسب شهرت و محبوبیت بیشتر استفاده شود که خود مسئول به خوبی واقف است توهین به شعور مخاطب فرضی است. به هر ترتیب موجبات بسی امتنان است اگر ریاست محترم شورای شهر این نقدها را به دل نگیرد، و همین مسائل را نیز از جمله مصادیق توسعه نیافتگی شهرستان تکاب قلمداد نمایند که در دعوتنامه دیرهنگام خود بدان اشاره فرموده اند./منبع کانال خبری تحلیلی بیان در حاشیه

#بیان_در_حاشیه
#یادداشت_مهمان

همای تغییر بر بام فرمانداری تکاب

یادداشت میهمان

🔻همای تغییر بر بام فرمانداری تکاب


🔹ماهنامه تکاب -ابوطالب احمدیان : با تغییر استاندار،اقبال وانتظار عمومی برای تغییر فرماندار تکاب فزونی گرفته است که امید است استاندار با کفایت باگزینش وانتخاب یک فرماندار مقتدر،مدبر،شجاع وغیر سیاسی برای تکاب به یک دهه سیاسی بازی وسو مدیریت وبی کفایتی پایان دهد

🔹شهرستان تکاب به دلیل وفور نعمات خدا دادی یکی از غنی ترین وثروتمندترین شهرهای ایران است ولی به دلیل نگاه تبعیض آمیز استان نشینان از یک سو وانتصاب مدیران سرسپرده وسیاست زده از گردونه توسعه عقب مانده است وهر روز که می گذرداین فاصله زیاد می شود،اکنون با این شرایط تکاب فرمانداری می خواهد که وابستگی به جریانهای سیاسی نداشته باشد وبتواند از دام های چالش برانگیز وپر حاشیه سیاسی مصون بماند وبا تمام انرژی برای توسعه شهرستان بکوشد به دیالوگ منطقه وتوپو گرافی قومی ومذهبی منطقه آشنا باشد و بتواند باب تعامل را با همه اقشار مردم منطقه صرفنظر از گرایشات مذهبی،زبانی،قومی،سیاسی باز کند فرماندار مردم باشد نه جاده صاف کن ورشکستگان سیاسی، محرم ومرهمی برای زخم چرکین مردم باشد

🔹فرماندار باید بتواند با ایجاد یک  فضای دلسوزانه بین نماینده مردم در مجلس وامام جمعه وسایر مدیران شهرستان تلاشها برای جبران عقب ماندگیهای چندین ساله مضاعف نماید.
نباید یک سری بد اخلاقی های سیاسی،اجتماعی که ویژه جوامع کوچک است مانع انتخاب فرماندار ی مقتدر وتوانمند شود متاسفانه برخی عامدانه سعی دارند فضای دوستانه وتعامل سازنده برخی از مدیران شایسته ودلسوز وجسور شهرستان را با نماینده بومی ودلسوز شهرمان را مخدوش نمایند که البته این عزیزان بزرگوارتر از آنند که تحت تاثیر این فضای کاذب قرار بگیرند.


🔸مخلص کلام: شهرستان تکاب به لحاظ موقعیت خاص اجتماعی واستراتژیک فرمانداری با ورژن بالا می خواهد افراد کم وزن مانند حباب روی آب خواهند بود که با هر نسیمی سمت وسویشان عوض می شود.یا حق


🖌هرکه پا کج می گذارد خون دل ما می خوریم

شیشه ناموس عالم در بغل داریم ما

📚 ( صائب تبریزی)

👈منبع :تکاب اخگر

مروری بر فعالیت‌های دینی و تقریبی "سفیر گمنام" مرحوم آیت‌الله شیخ عزیزالله خسروی

حجت‌الاسلام والمسلمین خسروی در تبیین اقدامات مرحوم آیت‌الله خسروی برای تقریب مذاهب در تکاب گفت: پدرم کاری کرده بود که جوانان اهل‌سنت در ایام محرم یک هیئت مذهبی خاص به نام هیئت علی‌اکبر(ع) تشکیل داده بودند.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

اشاره:

مرحوم آیت الله «شیخ عزیزالله خسروی» از مدرسین سطوح عالی حوزه علمیه قم در سال 1334 به دستور آیت الله العظمی بروجردی(ره) به شهرستان تکاب مهاجرت کرد و پس از استقرار، حوزه علمیه ای را در این شهر تأسیس و شاگردانی تربیت کرد. طلاب در منزل آن مرحوم تلّمذ می کردند و حجره آنان در مسجد جامع ـ بالای وضوخانه ـ قرار داشت.

برخی از شاگردان آیت الله خسروی همچون حجت الاسلام دلداده و حجت الاسلام شیخ علی مهدوی شهید شدند، برخی دار فانی را وداع گفته و حجج اسلام آقایان سید هاشم موسوی، سید حسینعلی عبدی، محرم عرشی و محمود حامدی در قید حیات هستند. از دیگر شاگردان آیت الله خسروی می توان به دکتر یحیی یثربی استاد بازنشسته دانشگاه علامه طباطبائی و دکتر حسن انوری استاد بازنشستهٔ زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت معلم تهران اشاره کرد.

آیت الله شیخ عزیزالله خسروی پس از 40 سال خدمت خالصانه به مردم تکاب در اول محرم سال 1374 شمسی دار فانی را وداع گفت. آن مرحوم منشأ خدمات فراوانی در منطقه افشار بود و غیر از تربیت شاگردان محور وحدت بود و به فعالیت های تقریبی نیز اشتغال داشت.

همزمان در ایام عزای حسینی نزد حجت الاسلام و المسلمین «محمدعلی خسروی» مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی، آموزش و توسعه مشارکت‌های معاونت قرآن و عترت وزارت ارشاد، فرزند سفیر گمنام مرحوم آیت الله شیخ عزیزالله خسروی رفتیم تا شمه‌ای از زندگی آن مرحوم را که فدایی اباعبدالله(ع) بود به دوستداران اهل‌بیت(ع) تقدیم کنیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین خسروی که خود سال‌ها در مسیر اسلام و انقلاب کوشیده و از محضر پدر بزرگوارش نیز راه و رسم دیانت و سیاست آموخته است در گفت‌وگو با خبرنگار ابنا، مختصری از زندگی مرحوم آقا شیخ عزیزالله را یادآور می‌شود و مخصوصاً راهکار آن مرحوم در تقریب مذاهب را بیان می‌کند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به کوشش: شهریار شریعت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ابنا: لطفاً به طور مختصر، شمه‌ای از زندگی مرحوم آیت‌الله عزیزالله خسروی زنجانی را یادآور شوید.

مرحوم آقا شیخ عزیزالله خسروی در قصبۀ پری از توابع ماه‌نشان استان زنجان به دنیا آمدند و در همان‌جا تحصیلات مقدماتی خودشان را ادامه دادند و بعد به زنجان رفتند و در حوزۀ علمیۀ زنجان، سالیانی تحصیل کردند تا اینکه شرایط دشواری که رضاخان برای روحانیت و حوزه‌های علمیه به وجود آورده بود پیش آمد به طوری که عده‌ای از لباس روحانیت بیرون رفتند و تعداد کمی در حوزۀ علمیۀ زنجان باقی مانده بودند که از جملۀ آنان آقا شیخ عزیزالله بود که می‌گفت: ما حدود یک ماه از مدرسۀ علمیه سید فتح ­الله که خوابگاه‌مان در یکی از حجره‌های آن بود بیرون نیامدیم، اکثر طلاب که اوضاع را نا­مساعد می دیدند خودشان لباس روحانیت را کنار گذاشتند و به شغل دیگری پرداختند.

ایشان می‌فرمود همۀ حجره­ ها خالی شده بود و فقط من و خادم مدرسهمانده بودیم. در مدارس دیگر زنجان هم مرحوم آیت‌الله شیخ احمد رضوانی و چند نفر انگشت‌شمار دیگر بودند که در آن یکی دو ماه در کوچه و خیابان ظاهر نمی­شدند چون با بیرون آمدن از مدرسه دستگیر می‌شدند و عمامه را از سرشان برمی‌داشتند و مجبور می‌شدند با کلاه پهلوی ادامۀ زندگی بدهند، ایشان می‌گفتند به همین علت مدرسه ماندیم و برای خرید نان هم به بیرون از مدرسه نمی‌رفتیم و با نان­خشک‌های موجود در انبار ارتزاق می‌کردیم.

مرحوم آقا شیخ عزیزالله خسروی پس از چند سال به قم مهاجرت می‌کنند و در محضر آیت‌الله حجت کوه‌کمری و آیت‌الله فیض قمی تلمذ کردند. ایشان جزو ده دوازده نفری بودند که در محضر امام‌خمینی(ره) درس فلسفه می‌خواندند و بعد هم با آمدن آیت‌الله العظمی بروجردی به قم، ایشان در درس آیت‌الله بروجردی هم سالیانی شرکت کردند. در نوشته‌هایی که از ایشان به‌جا مانده است، بخشی از درس خارج مرحوم آیت‌الله العظمی فیض است.


اجازه‌نامۀ آیت‌الله العظمی فیض قمی به آیت‌الله خسروی

در سال 1334 جمعی از اهالی تکاب به محضر آیت‌الله العظمی بروجردی می‌رسند و درخواست اعزام یک روحانی‌ای را داشته‌اند که در آن شهر بتواند پاسخگوی مسائل شرعی و حل و فصل امور مذهبی مردم باشد، مرحوم آیت‌الله خسروی به حکم آیت‌الله العظمی بروجردی به تکاب اعزام می‌شوند و حدود 9 ماه به صورت مجردی در آنجا مشغول تبلیغ می‌شوند، خودشان می‌گفتند: من برای یک ماه رمضان آمده بودم ولی وقتی احساس نیاز کردم که آنجا کسی نیست که احکام شرعی را بیان کند و مردم در مسائل اولیۀ شرعی خودشان مانده‌اند، یک ماه تبدیل به 9 ماه شد.


آیت‌الله خسروی در ایام جوانی

در این مدت، همسر ایشان با چهار فرزند که از جمله خود حقیر که دو سه ماهه بودم در قم مانده بودند. تا اینکه ایشان به قم برمی‌گردند که این‌بار مردم با طوماری خدمت آیت‌الله بروجردی می‌رسند و درخواست مراجعت و اقامت ایشان را داشتند. آیت‌الله بروجردی از ایشان می­ خواهند که به افشار برگردید. چون تکاب به نام منطقه افشار معروف بوده است، مرحوم آقا شیخ عزیزالله قبول نمی­ کند و به آیت‌الله بروجردی می­ گوید: من در آنجا در حل و فصل امور نقشی ندارم و در آنجا با یک پیرزن تفاوتی ندارم جز اینکه من برای نماز جلو می‌ایستم و او پشت سر من می‌ایستد، رتق و فتق امور در دست من نیست. چون در آن منطقه خان‌ حاکم است و خان منطقه حرف اول را می‌زند و آنجا برای روحانیت زمینه‌ای برای فعالیت نیست، آیت‌الله بروجردی می‌فرمایند: شنیده‌ام آنجا مذاهب مختلفه است وجود شما در آنجا لازم است. چون آنجا هم اهل سنت هستند و هم گروهی به نام اهل حق و گروهی هم که شیعه هستند گرچه اهل حق هم ملحق به تشیع هستند ولی بالأخره به عنوان یک فرقه در آنجا حضور دارند. مرحوم پدرم به آیت‌الله بروجردی اعتقاد زیادی داشت و معتقد بود حرف ایشان، حرف امام‌زمان(عج) است، روی این حساب ایشان دیگر سکوت می‌کنند و با نامه‌ای که آیت‌الله بروجردی به اهالی تکاب نوشته بودند برمی‌گردند که در آن نامه نوشته شده بود آقا شیخ عزیزالله خسروی عازم مراجعت هستند و وجود ایشان از حیث علم و عمل و اخلاق مغتنم است. خلاصه ایشان به تکاب برمی‌گردد و به مدت 40 سال تمام در آن شهر می‌ماند.


نامۀ آیت‌الله العظمی بروجردی خطاب به مردم تکاب

ابنا: دقیقاً چه چیزی باعث شد که مردم این درخواست را داشته باشند و آن طومار را بنویسند؟ یعنی مردم چه خلائی را احساس می‌کردند؟

در آن منطقه وسیع یک روحانی باسواد و مقیم وجود نداشت. روحانیونی که می‌آمدند از نظر علمی سطح پایین و در حد روضه‌خوان بودند که یکی دو ماه به صورت گذرا می‌آمدند اما آخوندی که عالم و ملا باشد و تحت فرمان ارباب و خان منطقه نباشد و مستقل عمل کند و از سوی مراجع خصوصا آیت‌الله بروجردی نمایندگی داشته باشد در آن منطقه نبوده است.

مرحوم پدرم در قم مشغول تدریس سطوح عالی حوزوی یعنی رسائل و مکاسب بودند و جزو مدرسین قم بودند، چند ماهی که ایشان به طور موقت در آن منطقه به تبلیغ مشغول بوده و مردم با روحیات و دلسوزی و مراتب علمی ایشان آشنا می‌شوند اصرار می‌کنند که از قم برگردد و مقیم تکاب شود.

یکی از مفاخر عرصۀ ادبیات کشور، آقای دکتر حسن انوری صاحب لغت‌نامۀ هشت جلدی بسیار ارزشمند «فرهنگ سخن» که اهل تکاب است در سال‌های 1333 و 1334 در تکاب معلم بودند و در کلاس پنجم و ششم ابتدایی تدریس می‌کردند. ایشان در یادداشتی نوشته‌اند: من خیلی علاقه داشتم علوم ادبی عربی را بخوانم و آرزوی تلمذ در محضر بزرگان حوزه‌های علمیه و دانشگاه را داشتم اما در آن شهر کسی نبود این نیاز علمی مرا برآورده کند که یک وقت شنیدم یک شخصیت علمی به تکاب وارد شده است و به حسن اتفاق در منزل دایی من که همسایۀ ما بود ساکن شده است.

یک روز پیش ایشان رفتم و گفتم من می‌خواستم برای تحصیل علوم دینی به قم بروم که ایشان در پاسخ فرموده قم الان اینجا آمده و در محضر شماست، چه می‌خواهی بخوانی؟ دکتر انوری گفته بود مقدمات عربی، معانی و بیان. مرحوم پدرم از ایشان می­خواهد در جلسات درسی که برای طلاب دایر کرده شرکت کند. دکتر انوری می‌گوید: من آموزگارم و در آن ساعت نمی­توانم شرکت کنم، پدرم گفته صبح اول وقت بیا. ایشان گفته بود اول وقت باید برای پدر و مادرم نان بخرم، تنها بین الطلوعین (یعنی بعد از اذان صبح و قبل از طلوع آفتاب) فرصت دارم. مرحوم پدرم گفته بود درب خانۀ من باز است شما هر وقت می‌توانی بیا و ایشان می‌گفت که من در همان ساعت، مدت مدیدی را به منزل ایشان می­رفتم و ایشان قبل از نماز صبح درب خانه را نیمه باز می‌گذاشت و وقتی که من می‌رفتم یا ایشان مشغول نماز صبح بود یا مشغول تعقیبات بود. از من پرسید کتاب داری؟ ‌گفتم نه، که به من کتاب هم دادند و پیش ایشان تلمذ کردم.

یکی از ویژگی‌های مرحوم آیت‌الله خسروی این بود که از جامع المقدمات که اولین کتاب حوزوی است تا سطوح عالی را تدریس می‌کرد و نیاز علمی هیچکس را بی‌پاسخ نمی ­گذاشت.


حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی خسروی

ابنا: یعنی این تشنگی و نیاز به علم آن‌هم در حد نیاز به یک مجتهد، در تکاب احساس می‌شد؟

بله، قبل از پدر ما در برخی مناطق تکاب علمایی بوده‌اند و مردم مزۀ این علوم را چشیده بودند، کسانی که از نجف آمده بودند مثل معین الاسلام، شیخ محمدتقی. منتها سال‌ها بوده که آن‌ها فوت کرده بودند و بعد از آن‌ها عالم برجسته‌ای به آن شهر نیامده بود.

دلیلش هم چند چیز بوده است. اول اینکه آن منطقه، منطقۀ بسیار دور افتاده‌ای بوده که جاده‌ای نداشته به طوری که اگر کسی از قم می‌خواست به تکاب برود حداقل 3 روز طول می‌کشیده؛ دوم اینکه خود شهر از نظر امکانات زندگی در حد صفر بوده؛ سوم اینکه وضعیت اجتماعی به گونه‌ای بوده که به روحانی اجازۀ فعالیت گسترده داده نمی‌شد لذا هیچ جاذبه‌ای وجود نداشت که یک عالم قم را رها کند و به تکاب برود، آن‌هم عالمی که خودش در حوزه کرسی تدریس داشته است. ایشان واقعاً ایثار کرده بود آن‌هم به خاطر اطاعت از دستور آیت‌الله بروجردی بوده است.

آیت‌الله بروجردی شخصیتی بود که معتقد به تقریب بین مذاهب بوده لذا افرادی که تشخیص می‌داد می‌توانند محور وحدت باشند به نقاط حساس فرستاده، آیت‌الله اشرفی اصفهانی را به کرمانشاه می‌فرستد که منطقۀ دور افتاده‌ و از لحاظ قومیتی حساس بوده و شخصیت‌های دیگری را هم به نقاط مختلف اعزام می‌کرده و معتقد بوده این‌ها می‌توانند در نقاط مختلف کشور مخصوصاً آنجایی که دچار فقر فرهنگی هستند و اختلاف می‌تواند منشأ مشکلات شود اهداف اسلام را بهتر پیاده کنند.

پدر ما هم توانست در مدت 40 سال وحدت عجیبی بین فرق اسلامی ایجاد کند به طوری که حجت‌الاسلام والمسلمین سید موسی موسوی نمایندۀ امام و رهبری در کردستان وقتی برای چهلم فوت آیت‌الله خسروی به تکاب آمدند و سخنرانی کردند گفتند ما در سراسر کشور نقطه‌ای را نداریم که نمونۀ کاملی از وحدت واقعی (نه تاکتیکی) بین شیعه و سنی باشد جز تکاب. تکاب می‌تواند نمونه‌ای از زندگی مسالمت‌آمیز بین شیعه و سنی باشد و این به دیدگاه‌های ایشان برمی‌گشت که از محضر آیت‌الله العظمی بروجردی و مخصوصاً از محضر امام(ره) گرفته بود و دیدگاه عرفانی و فلسفی امام(ره) خیلی در ایشان اثر گذاشته بود و آن نقطه‌ای که فارغ از دیدگاه‌های مذهبی بتواند مردم را متوجه قرآن و عترت کند به آن نقطه خیلی توجه داشت.

ابنا: به طور دقیق، مرحوم آیت‌الله خسروی چه اقداماتی در حوزۀ دینی و به طور خاص در حوزۀ فرهنگی و اجتماعی در تکاب انجام دادند؟

ایشان علاوه بر فعالیت‌های مرسوم یک روحانی مانند اقامۀ نماز جماعت، شرکت در مراسم مذهبی، سخنرانی، سر زدن به مجالس و محافل و رفع نیازهای شرعی مردم؛ از همان روز اول اقدام به تأسیس حوزۀ علمیه کردند و معتقد بودند که باید عده‌ای طلبه در این منطقه تربیت شوند و نیازهای منطقه از افراد بومی تأمین شود و خود آن‌ها در شهر و روستا به فعالیت بپردازند.

همان موقع عده‌ای مخالف این نظریه بودند و می‌گفتند اینجا کسی ورود به این رشته نمی‌کند چون زمینه و جاذبه‌ای ندارد. اما ایشان یکی از اتاق‌های منزلشان را به عنوان محل تدریس اختصاص می‌دهند و هر روز عده‌ای طلبه می‌آمدند که از همان مقدمات عربی به آنان تدریس می‌کردند تا اینکه سال‌های آخر به مراتب عالی فقه و اصول رسیدند و بیش از 30 نفر در محضر ایشان تلمذ می‌کردند و ایشان اصرار عجیبی به این معنا داشتند که باید افراد مستعد را برای این‌کار تربیت کرد.

لذا در همان چند سال آخر عمرشان، زمینی را برای این‌کار اختصاص دادند که البته امور عمدۀ آن را بنده انجام دادم اما به تأکید و تشویق ایشان بود و ایشان رسماً کلنگ حوزۀ علمیۀ رسول‌اکرم(ص) را زدند که امروزه یکی از فعال‌ترین حوزه‌های آذربایجان غربی به حساب می‌آید، ولی همۀ این‌ها آن روز یک اتاق چهار در پنج متری بود که جزو منزل مسکونی ایشان بود و حتی ایشان اصراری نداشتند کسانی که درس می‌خوانند حتماً طلبه باشند، شخصیت‌های غیر روحانی مانند آقای دکتر انوری، مرحوم محمد خالقی، خوشنویس و کاتب قرآن مجید و جناب آقای دکتر سیدیحیی یثربی و برخی دیگر با تشویق آیت‌الله خسروی دروس حوزوی و دینی را خواندند و با تداوم آن در مراکز بزرگتر به مدارج عالی علمی رسیدند. ایشان به نشر علم ایمان داشت و چندان تعصبی بر ملبس شدن نداشت.


دستخط خوشنویس معروف، مرحوم خالقی زنجانی جهت اجازۀ شرکت در درس آیت‌الله خسروی

آیت‌الله خسروی معتقد بود که هر چه می‌شود این علوم را باید در جامعه گسترش داد، حالا اگر طرف در لباس روحانیت ماند چه بهتر، اگر هم نماند ضرری نکردیم و این شخص این علوم را در مراکز دیگری منتشر خواهد کرد. خلاصه اینکه تربیت شاگردان از جمله خدمات ایشان بود.

همچنین ایشان ماه مبارک رمضان بعد از نماز ظهر و عصر در طول بیش از 30 سال، همه‌روزه در مسجد جامع تکاب سخنرانی مفصلی داشتند که گاهی تا دو ساعت هم به طول می‌انجامید. من که نوجوان بودم گفتم مردم خسته می‌شوند، پدرم گفتند نه، روزه هستند به جای اینکه بروند و عمرشان جای دیگری بگذرد نشسته‌اند و استفاده می‌کنند، گاهی افراد وسط جلسه می‌رفتند و افراد دیگری وارد می‌شدند و این‌هم یکی از برنامه‌های مستمر ایشان بود و آن‌قدر مؤثر بود که بسیاری از مردم موقع سخن گفتن، تکیه کلامشان کلام آقا شیخ عزیزالله است و می‌گفتند به قول آقا شیخ عزیزالله فلان مسئله چنان است. یعنی سخنان قصار ایشان که به ترکی بیان می‌کرد به عنوان ضرب المثل و مثل سائر در افواه مردم نقل می‌شود. از لحاظ بالا بردن سطح فرهنگ عمومی، ایشان بسیار موفق بود.

ابنا: یکی از مهمترین اقدامات مرحوم پدرتان، تقریب مذاهب بود که رسالت ایشان برای رفتن به تکاب بود. راهکار ایشان برای تقریب مذاهب چه بود؟

این نکتۀ مهمی است که چگونه انسان می‌تواند با حفظ اصول و مبانی تشیع، مذاهب را به هم نزدیک کند، بعضی تصور می‌کنند برای این‌کار باید از اصول تشیع دست برداریم و اصول کلی انسان­مداری را به جای دین­مداری مدنظر قرار بدهیم که بشود همۀ مذاهب را زیر آن چتر حفظ کرد. این روش، روش درستی نیست.

مرحوم پدر ما، از شیعیان بسیار پروپاقرص بود و اعتقادش به ولایت امیرالمؤمنین(ع) بسیار محکم بود اما معتقد بود سیرۀ ائمه(ع) ایجاد تفرقه نبوده و بسیاری از این مطالبی که امروزه در جامعه به نام تشیع مطرح است این‌ها جزو اصول تشیع و سیرۀ ائمه(ع) نیست بلکه به تدریج برای اینکه عده‌ای از آخوندها بتوانند کاسبی کنند و از این راه ارتزاق کنند سخنانی می‌گفتند که عوام الناس خوششان بیاید و این سخنان به تدریج به عنوان اصول تشیع و علامت ولایت‌مداری جا افتاده است. آن‌زمان برخی روحانیون با ذکر مطالب سخیفی تفرقه ایجاد می‌کردند اما مرحوم پدرم با این روش‌ها کاملاً مخالف بود.

ایشان با روش اعتدالی خود کاری کرده بود که علاوه بر هیئت‌های مذهبی که شیعیان در ماه محرم داشتند یک هیئت مذهبی ویژه به نام هیئت علی‌اکبر(ع) در ایام عاشورا مخصوص جوانان اهل سنت بود و خود اهل سنت برای خودشان این هیئت را راه انداخته بودند و این جاذبۀ فکر بلند آیت‌الله خسروی بود که برگرفته از اندیشۀ امام‌خمینی(ره) و آیت‌الله العظمی بروجردی بود که توانسته بود آن‌ها را به روح اسلام نزدیک و آشنا کند و حتی از طلاب اهل سنت هم دعوت کرده بود که برای شاگردی در کلاس‌های ایشان شرکت کنند و برخی از آنان هم شرکت کرده بودند.

گروه دیگری به نام اهل حق در منطقۀ تکاب وجود داشت که قبل از ورود پدر ما به تکاب یعنی قبل از سال 1334، شیعیان آنان را پاک نمی‌دانستند، اگرچه باهم رفت‌وآمد و ارتباط فامیلی داشتند اما این فرهنگ آنجا جا افتاده بود.

من یادم است پنج شش ساله بودم مهمانانی که برای عید دیدنی به منزل ما می‌آمدند، کسی که برای آن‌ها چایی می‌آورد بعد استکان‌های را جدا می‌گذاشت و در حوض وسط حیاط آب می‌کشید و می‌گفت این‌ها اهل حق هستند و آن‌ها هم می‌دانستد شیعیان با آنان این‌طور رفتار می‌کنند.

پدر ما دو نفر از بزرگان آنان را به همراه یکی از بازاریان شیعه دعوت کرده بود. از آن دو سؤال کرده بود نظرتان دربارۀ اسلام چیست؟ گفته بودند ما مسلمان هستم، گفته بود نظرتان راجع به پیامبر(ص) چیست؟ گفته بودند ما پیامبر(ص) را به عنوان پیامبر خدا قبول داریم، گفته بود نظرتان راجع به قرآن چیست؟ گفته بودند ما قرآن را قبول داریم، گفته بود نظرتان راجع به حضرت‌علی(ع) چیست؟ گفته بودند که ما علی(ع) را از شما شیعیان بیشتر دوست داریم، پدر ما گفته بود بارک‌الله، بسیار خوب، شما مسلمان و شیعه و پاک هستید.

آن‌ها رفته بودند و آن فرد شیعه‌ای که آنجا بوده به پدر ما اعتراض می‌کند و می‌گوید شما یک مقدار سؤالات چالشی بیشتری مطرح می‌کردید چون این‌ها علی(ع) را خدا می‌دانند، پدر ما گفته بود من حق ندارم بیشتر از این بپرسم و همین مقدار کافی است که ما به این‌ها بگوییم شیعه هستند.

این خبر مثل برق در آن منطقه که چندین روستا به طور کامل اهل­حق هستند پیچیده بود و یکی از آخوندهایی که هر سال به آنجا می‌آمد و روضه‌خوان آنجا بود احساس می‌کرد دیگر برای مردم چه باید بگوید؟ نانش آجر شده است چون باید با ایجاد اختلاف و تحریک احساسات مریدهای خود را نگهدارد. ایشان نزد آیت‌الله بروجردی رفته بود و گفته بود شخصی به نام خسروی به تکاب آمده و ادعا می‌کند که نمایندۀ شماست و فتوا داده اهل حق پاک هستند، شما او را فرستادید؟ آیت‌الله بروجردی ابتدا می‌گوید من شخصی به نام خسروی نمی‌شناسم. یکی از نزدیکان آنجا می‌گوید شاید منظورشان شیخ عزیزالله است. ایشان تأیید می‌کند بله منظور همان شخص است. آیت‌الله بروجردی می‌فرماید شیخ عزیزالله را ما به افشار فرستادیم (افشار نام منطقه تکاب است) حکم ایشان حکم من و فتوای ایشان فتوای من است و فضولی هم موقوف. که ایشان عقب عقب برمی‌گردد و سرشکسته و پشیمان از آنجا خارج می‌شود.

از جمله مطالب شنیدنی که نمونۀ کار تبلیغی پدر ما می‌تواند باشد این است که دو نفر از جوانان اهل حق را پدر ما دعوت می‌کند بکه در کلاس درس ایشان شرکت کنند، این دو نفر می‌آیند و تا شرح لمعه پیش پدر ما تلمذ می‌کنند و بعد هم معمم می‌شوند ولی خب همۀ مردم می‌گفتند این‌ها جزو سادات اهل حق هستند. در همان سال‌ها اهل حق مکانی را به نام جمع‌خانه برای خودشان دست‌وپا می‌کنند که مانند مسجد و حسینیه جایی باشد که دور همدیگر جمع شوند و به امور اجتماعی و مذهبی خود برسند. آیت‌الله خسروی متوجه این قضیه می‌شود و می‌گوید برای افتتاح آن جمع‌خانه، خود من می‌آیم، برخی از بزرگانشان در محذور گیر می‌کنند و نمی‌توانند بگویند شما تشریف نیاورید و برخی هم استقبال می‌کنند، پدر ما برای افتتاح به جمع‌خانه می‌رود و سخنرانی‌ای دربارۀ مقام مولای متقیان علی(ع) ایراد می‌کنند که او بندۀ خالص خدا بوده و شما هم که به او خیلی علاقه دارید برای شما افتخار است. خلاصه خیلی آن‌ها را تشویق می‌کند و می‌گوید من اسم این مکان را که هنوز اسمی برای‌اش نگذاشته‌اید مسجد امیرالمؤمنین(ع) گذاشتم تا روزی یکبار توسط خود شماها نماز اقامه شود و این آقا که یکی از آن طلبه‌ها بوده است نمایندۀ من در اینجاست.

آن مسجد هنوز هم دایر و فعال است و آن سید که خدا رحمتش کند از دنیا رفت تا زنده بود ملجاء و مرشد آنان بود و در ایام جنگ تحمیلی هم عدۀ زیادی از آنان را از آنجا بسیج کردند و شهید دادند و مبالغ زیادی همان اهل حق پول و طلا جمع‌آوری کردند و یکبار یادم است یک کیسۀ طلا که شاید بیش از یک کیلو می‌شد جمع‌آوری کردند که توسط من به مجلس برده شد و به آیت‌الله رفسنجانی که مسئولیت ادارۀ جنگ را به عهده داشتند تحویل داده شد و همان روز ساعت 14 اخبار رادیو اعلام کرد این مقدار طلا از اهل حق منطقۀ تکاب به دفتر رئیس مجلس رسید و این در دلگرمی و انسجام آن‌ها خیلی مؤثر بود.

وقتی پدر ما فوت کردند، مراسم‌های متعددی که اهل سنت و اهل حق در منطقۀ تکاب برای ایشان گرفتند کمتر از مراسم شیعیان نبود.

ابنا: مرحوم پدرتان در این مسیر با چه مشکلاتی مواجه بودند؟ مخصوصاً مشکلاتی که توسط خان‌های آنجا به وجود می‌آمد.

مشکلات دو نوع بود؛ یکی مشکلات رفاهی که شرایط آنجا برای ایشان بسیار دشوار بود چون خودشان و خانوادۀ ایشان در قم زندگی کرده بودند و مادرم اهل قم بودند. در تکاب آب برای آشامیدن هم به سختی گیر می‌آمد و آب لوله‌کشی نبود فقط یک حوضی بود که دو سه هفته یکبار با گاری چند سطل آب می‌آوردند و به داخل حوض می‌ریختند که همۀ شستشوها از آن بود و برای آشامیدن هم هر روز از چاه همسایه باید آب می‌آوردیم، خلاصه از نظر زندگی خیلی مشکل بود و پدر ما هم کسی نبود که از کسی تقاضایی داشته باشد، یکی از دلایلی که مردم تکاب به پدر ما خیلی عشق می‌ورزیدند مناعت طبع ایشان بود.

باز نکتۀ جالبی که در همین‌جا بگویم بد نیست. یک سال حکومت شاه دستور داده بود به روحانیونی که در شهرستان‌ها مسجد جامع را اداره می کنند هر سال مبلغی اعطا کنند، پدر ما این مبلغ را نمی‌گرفت با اینکه در عسرت هم زندگی می‌کرد. یکی از سال‌ها که بخشدار محل عوض شده بود بخشدار جدید با یکی از بازاریان شهر به دیدن پدر ما می‌آید و می‌گوید من مبالغ سال‌های گذشته را هم جمع کرده‌ام و با هدیۀ‌ امسال که عنوانش عطای ملوکانه است آورده‌ام تا یکجا تقدیم شما کنم.

پدرم بعد از ابراز تشکر گفته بود من از این پول‌ها نمی‌گیرم. بخشدار گفته بود یعنی می‌فرمایید این پول‌ها حرام است چون از طرف پادشاه است؟ ایشان گفته بود نه، من نگفتم حرام است اما آیت‌الله بروجردی مرا برای گدایی به این شهر نفرستاده چون ما خودمان کسی را داریم که از او باید اجازه بگیریم و ایشان هم به ما اجازۀ چنین اموری را نداده است. ایشان هم با ناراحتی از منزل خارج می‌شود.

پس از رفتن بخشدار، آن بازاری به پدرم می‌گوید این چه کاری بود شما کردید؟ شما می‌توانستید آن پول را بگیرید و برای خودتان خرج نکنید و به طلابی که به آنان درس می‌دهید و نیازمند هستند و یا سایر نیازمندها بدهید.

پدر ما هم که اکثر صحبت‌های‌اش را با مثل بیان می‌کرد، گفته بود به یک موشی می‌گویند از این سوراخ بیرون بیا و به آن سوراخ برو، صد تومان به تو می‌دهیم. موش می‌گوید پول به این زیادی و راه به این نزدیکی، خب من هر روز صدبار از این سوراخ به آن سوراخ می‌روم اما کسی به من پولی نداده است، حتماً یک گربه آنجاست. این عطای ملوکانه که به من می‌دهند حتماً انتظاراتی از من دارند، به اینجا ختم نمی‌شود، فردا می‌گویند برای شاه دعا کن، پس فردا می‌گویند در فلان جلسه شرکت کن و من برای یک عمر اسیر این‌ها خواهم بود.

خلاصه زندگی آنجا از نظر رفاهی خیلی سخت بوده و ایشان زندگی بسیار دشواری را در آنجا از سر می‌گذراند.

مشکل دیگر هم مسائل اجتماعی بود که هم مسئلۀ خان، هم آخوندهایی که آنجا می‌آمدند و از طرف خان به آنان کمک می‌شده و آنان وظیفه می‌دیدند یک گوشه و کنایه‌ای در منبرها بر علیه پدر ما بگویند و هم اینکه پدر ما چون شاگرد امام‌خمینی(ره) بوده بعد از سال 1342 برای ایشان مشکلاتی پیش می‌آید.

ابنا: در سال 1342 برای مرحوم پدرتان چه مشکلی پیش آمد؟

پس از قضیۀ 15 خرداد و دستگیری حضرت امام(ره) در قم در شهرهای کوچک مانند تکاب خبری نبود. ولی پدرم به خاطر مواضعی که داشت و نیز از شاگردان امام خمینی بود به شهرستان میاندوآب احضار شد چون تکاب از نظر امنیتی و انتظامی تابع میاندوآب بود. بعد از سه روز پدرم آزاد شد و به تکاب برگشت و آن در پی اطلاعیه‌ای بود که از رادیو خوانده شد و اعلام شد کسانی که از طرف آیت‌الله بروجردی حکم دارند ما با آنان کاری نداریم.


حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی خسروی

ابنا: مرحوم پدرتان با خان‌ها و عوامل رژیم پهلوی چطور رفتار می‌کردند؟

ایشان از درگیری‌ها پرهیز داشتند و می‌دانستند آن منطقه گنجایش مبارزۀ علنی را ندارد لذا اصلاً ایشان به طور علنی مبارزه نمی‌کرد. بیشتر روی مباحث کلی تکیه می‌کرد. البته در رفتار و عمل موضع خود را نشان می داد. به عنوان نمونه، در رژیم گذشته، در سال در دو نوبت برای شکرانۀ رفع خطر از وجود شاه، در مسجد جامع جلسه گرفته می‌شد که یکی 15 بهمن و دیگری 21 فروردین بود. در این دو روز که به تعبیر آن‌ها سوءقصد به جان شاه شده بود و او از خطر نجات پیدا کرده بود، همۀ ادارات شهر در مسجد جمع می‌شدند و یک روحانی هم دعا می‌کرد، پدرم هرگز در آن مجالس شرکت نکرد و آن آخوندی هم که دعا می‌کرد اگر در مجلسی وارد می‌شد و می‌نشست پدر ما از مجلس بیرون می‌رفت و مردم هم برای‌شان سؤال بود که چرا فلانی که می‌آید ایشان بلند می‌شود و می‌رود؟!

بعدها من بزرگتر شدم و سؤال کردم، گفت بخاطر اینکه ایشان به شاه دعا می‌کند، شاه هم جزو ظلمه است و کسی که به ظلمه دعا کند عذاب خدا را نازل می‌کند و من نمی‌خواهم با چنین شخصی یکجا باشم. حالا این مطلب از منظر عرفانی و فلسفی خیلی قابل بحث است چون ایشان نمی‌گفت عذاب خدا نازل می‌شود بلکه تعبیرش این بود که عذاب خدا را نازل می­کند! یعنی کسانی که به ظلمه دعا می‌کنند حالتی دارند که غضب خدا و عذاب را جذب می‌کنند، می‌گفت من در جلسه‌ای که چنین فردی هست نمی‌خواهم باشم تا عذاب شامل حال من هم شود. حالا عذاب الزاماً آتش آسمانی که نیست، خیلی از توفیقات از آدم سلب می‌شود و خیلی مشکلات برای آدم به وجود می‌آید.

ابنا: رفتار با حکومت شاه را می‌گفتید.

بله، رفتار به این شکل بود که با افراد خیلی مباحث را علنی مطرح نمی‌کرد ولی در عمل و رفتار نشان می‌داد که چطور باید رفتار کرد.

ابنا: آن مرحوم با آداب و رسوم خرافی که جا افتاده بود چطور مبارزه می‌کرد؟

روشنگری می‌کردند، بیشتر منبرهای ایشان روشنگری علیه خرافات بود. اولاً آن مباحث خرافی که آنان نقل می‌کردند ایشان آنان را نقل نمی‌کردند و ثانیاً در خیلی از موارد آن‌ها را هم در منبر و در سخنرانی‌ها رد می‌کردند.

ابنا: بیشتر سخنرانی‌ها و بیاناتشان در دیدارهایی که داشتند روی چه مسائلی تأکید داشتند؟

ایشان روی موضوعاتی که امروز به عنوان سبک زندگی خیلی مطرح شده است تأکید می‌کردند که یک مسلمان رفتارش با خانواده‌اش با پدر و مادرش چگونه باشد، بحث صله رحم را خیلی مطرح می‌کردند، بحث عاق والدین را مطرح می‌کردند، بحث رسیدگی به فقرا و احسان و کمک به دیگران را خیلی مطرح می‌کردند، انفاق، دستگیری از ضعفا، در مجموع مطالبی که کمک می‌کند به تشکیل یک زندگی آبرومند و سالم، در این زمینه‌ها زیاد بحث می‌کردند، کمک و انفاق بی‌منت که قرآن بر آن تأکید دارد را زیاد مطرح می‌کردند.

در مباحث معرفتی هم روی توحید زیاد صحبت می‌کردند، گاهی یک ماه رمضان، عنوان بحثشان توحید بود، شنیده بود کسی پیش ارباب یا خان گفته بود بیچاره این شیخ عزیزالله هم حرفی به جز توحید بلد نیست، ایشان هم روی منبر جوابش را داده بود که من احساس می‌کنم تمام مشکلات ما از شرک است، ما اگر بتوانیم به توحید برسیم هیچ مشکلی نخواهیم داشت و این نیاز جامعۀ ماست و گرفتاری ما این است که توحید در قلب‌ها جا نیفتاده است. ایشان به بیانات مختلف، مباحث توحیدی را مطرح می‌کردند.

ابنا: سیرۀ ایشان بیشتر به امام راحل نزدیک بود یا به مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی؟

اگر صریح بخواهم بگویم بیشتر به مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی نزدیک بود گرچه نمی‌شود گفت که خود امام راحل هم خیلی در آن شرایطی که قبل از سال 1342 بود با آیت‌الله العظمی بروجردی اختلاف داشته باشد، چون در آن شرایط ایجاب می‌کرد که همان روش آیت‌الله بروجردی ادامه پیدا کند ولی بعد از فوت آیت‌الله بروجردی، شاه احساس کرد که دیگر آن ستون خیمۀ اسلام شکست خورده است لذا شروع کرد به اهانت به روحانیت و تصمیمات خطرناکی علیه اسلام گرفت که اینجا بود که امام(ره) قیام کرد.

البته امام(ره) هم در ابتدا با همان زبانی که آیت‌الله بروجردی داشت صحبت کرد، خیلی محترمانه، و حتی القابی مانند اعلی‌حضرت به کار برد که ایشان را به همان روش قبلی برگرداند ولی چون او دیده بود آیت‌الله بروجردی در کار نیست و احساس می‌کرد بقیه هم در آن سطح نیستند بی‌حیایی و پررویی کرد که این‌بار امام(ره) روش دیگری اتخاذ کرد وگرنه به نظرم اگر شاه همان روشی که زمان آیت‌الله بروجردی پیش گرفته بود ادامه می‌داد امام(ره) هم بیش از آن در آن مقطع نمی‌خواست ولی چون شرایط عوض شد و به گونۀ دیگری با حوزه‌های علمیه و با اسلام و مردم برخورد شد این‌بار امام(ره) روش تندتری را در پیش گرفتند که منجر به تبعید حضرت‌امام(ره) شد که در همان مقطع هم عده‌ای گفتند اگر امام(ره) تند نرفته بود تبعید نمی‌شد ولی امام(ره) گفتند من به وظیفه عمل کردم و وظیفه آن زمان این بود و خدا هم خواست همان کارها و مقدمات به پیروزی انقلاب اسلامی بینجامد که آثار و برکات بسیار فراوانی داشت.

ما در سال 1357 از پدرمان که می‌دانستیم طرفدار آیت‌الله بروجردی است و حالا با پیروزی انقلاب مواجه شده، دربارۀ امام(ره) پرسیدیم ایشان گفتند: چه بگویم در مورد کسی که ما در سابق نمی‌توانستیم یک کدخدا را از ده بیرون کنیم و روحانیت نمی‌توانست یک کدخدا را از ده بیرون کند ولی ایشان توانست شاه را از کشور بیرون براند. چگونه می‌شود این را کوچک گرفت؟!

و باز از ایشان سؤال کرده بودند نظرتان راجع به امام‌خمینی(ره) چیست؟ گفته بودند: تمام دنیا پشت سر شاه ایستادند و کمکش کردند و نتوانستند حفظش کنند و تمام دنیا بر علیه خمینی بودند نتوانستند ایشان را به زمین بزنند. بعد این شعر را می‌گفت: «گر با همه‌ای چون بی‌منی بی‌همه‌ای/ گر بی‌همه‌ای چون با منی با‌همه‌ای» ای جناب آقای خمینی وقتی تو با خدا هستی همه هم با تو خواهند بود.

باز هم به همان بحث عرفان و خداشناسی و توحید می‌رفت یعنی سیاست ایشان هم برگرفته از آن مذاق عرفانی امام‌خمینی(ره) بود و همه را از این دید نگاه می‌کرد و آثار تربیتی فوق العاده‌ای داشت که هم در تربیت شاگرد و هم در سخنرانی‌های ایشان و هم قبل از انقلاب و بعد از انقلاب چیزی که در تمام زندگی ایشان ملموس بود توجه به وحدانیت خدا و معرفت‌الله بود که توانسته بود ایشان را در امور زندگی، تبلیغی، تعلیمی و سیاسی موفق گرداند.


آیت‌الله خسروی پس از پیروزی انقلاب اسلامی

ابنا: در مورد فوت پدرتان هم توضیح بدهید.

ایشان در حدود 90 سالگی به علت شکستگی استخوان پا تحت عمل جراحی قرار گرفت ولی بخاطر کهولت سن، جراحی جواب نداد و شب اول ماه محرم ایشان در تهران فوت کردند و جنازۀ ایشان را به تکاب منتقل کردیم که استقبال بسیار زیادی از ایشان به عمل آمد.

نکتۀ جالب اینکه چهل سال قبل از آن یعنی دقیقاً روز دهم خرداد 1334 مردم تکاب طوماری را به آیت‌الله بروجردی نوشته بودند و همان مردم در دهم خرداد 1374 به استقبال جنازۀ ایشان آمدند یعنی دقیقاً 40 سال کامل و به اصطلاح یک چلۀ کامل ایشان در میان مردم تکاب بودند.

عشق و ارادت فوق‌العادۀ ایشان به اباعبدالله‌ الحسین(ع) به حدی بود که امکان نداشت ایشان جرعۀ آبی بنوشد و بعدش به ترکی یا فارسی نگوید پدر و مادرم فدای تو، پدر و مادرم فدای لب عطشانت یا اباعبدالله(ع). و تقدیر این بود که عزای ایشان با عزای امام‌حسین(ع) همزمان شد و تجلیل فوق‌العاده‌ای از ایشان شد و نمایندۀ ولی فقیه در استان و علمای استان، ائمۀ جمعۀ استان‌های مجاور، استاندار و مقامات دولتی و خیل عظیم مردم منطقه در تشییع جنازۀ ایشان شرکت کردند و ایشان در دوم محرم 1416 هجری قمری که مصادف با یازدهم خرداد 1374 هجری شمسی بود در تکاب به خاک سپرده شدند.

 

ادامه نوشته

جناب وزیر! سکوت جایز نیست

یاشار گوهری، روزنامه نگار- از اوایل هفته گذشته اخبار نگران کننده دیگری از اوضاع و احوال نابه‌سامان صنعت کشور و به‌خصوص وضعیت معیشتی کارگران شنیده شد و این‌بار به‌جای خبر از معادن و معدن‌چیان مظلوم یورت گلستان یا آق دره تکاب شاهد مقابله با کارگران هپکو و آذرآب اراک بودیم که برای احقاق حقوق صنفی […]

جناب وزیر! سکوت جایز نیست

یاشار گوهری، روزنامه نگار- از اوایل هفته گذشته اخبار نگران کننده دیگری از اوضاع و احوال نابه‌سامان صنعت کشور و به‌خصوص وضعیت معیشتی کارگران شنیده شد و این‌بار به‌جای خبر از معادن و معدن‌چیان مظلوم یورت گلستان یا آق دره تکاب شاهد مقابله با کارگران هپکو و آذرآب اراک بودیم که برای احقاق حقوق صنفی خود دست به اعتراض مدنی و آرام زدند،  مع‌الاسف به‌جای شنیدن پاسخ  قانع‌کننده و دریافت حقوق معوق خود، توسط  دستگاه‌های متولی راهی راهروهای بیمارستان‌ها شدند .

سوال این‌جاست: جناب آقای ربیعی! شما در راس دستگاه اصلی متولی حمایت از کارگران هستید ولی متاسفانه سکوت شما موجب تعجب شده است. چرا در موضوع تحصن و اعتراض کارگران دو مجموعه قدیمی و موثر در صنعت کشور که نیم قرن در پویایی اقتصاد موثر بوده و در توسعه صنعت و کاهش بیکاری و رنگین شدن سفره خانواده‌های بسیاری اثر بخش بوده است، سکوت کرده‌اید؟

چرا به جای عکس‌العملی که می‌توانست در اوج بحران جهت التیام دردهای کارگران این مجموعه‌ موثر باشد، با بی‌توجهی باعث حادتر و وخیم شدن زخم  اینان شدید؟ جناب وزیر! سکوت از هیچ کس جایز نیست علی‌الخصوص از شما. لذا انتظار جدی و به‌جا این است که در این موضوع با ورودتان در دو بخش این مساله را برای همیشه ختم به خیر کنید.

۱- بررسی و حل مشکل پیش آمده برای کارگران مجموعه‌های آذرآب و هپکوی اراک که اگر سیری به دوران تاسیس‌شان بیندازیم عمری به بلندای دهه ۲۰-۳۰ شمسی دارند و بی‌انصافی‌ست که اینگونه به فراموشی سپرده شوند.

۲- حل ریشه‌ای مشکلات این‌چنینی برای کارگران این سرزمین ضرورتی انکار ناپذیر است. چه بسا با دفع لحظه‌ای مشکل کارگران اراک، فردا روزی نیز در نقطه‌ای دیگر از کشورمان شاهد  بروز چنین زخم‌هایی باشیم و لذا باید تومور وخیمی که صنعت کشور و جامعه کارگری را تهدید می‌کند توسط عالی‌ترین مقام مسئول مربوطه حل و فصل شود. امید که وعده‌هایتان در روز رای اعتماد درحضور نمایندگان و سوگندی که در جلسه هیئت دولت در حضور رئیس جمهور و همکاران‌تان خوردید را فراموش نکنید و بدانید چشمان میلیون‌ها ایرانی که سفره آنان بستگی به تصمیمات شما دارد منتظر شکستن سکوت تلخ‌تان در این زمینه است. پس قبول کنیم، در برابر مشکلات تک تک کارگران، شما و مجموعه تحت مدیریت خود مسئولید و سکوت جایز نیست.

تخت سلیمان نامی آشنا اما غریب تر از هر آشنا

 
 
ماهنامه تکاب-مهدی الهیاری:  وضعیت اسف بار جاده تکاب-تخت سلیمان روزها با زبان حال و قال، و شب ها با ندایی سمبلیک و نمادین، از کم اهمیت بودن صنعت توریسم و گردشگری نزد مسئولین مربوطه حکایت میکند...
 
 سخن از مجموعه باستانی تخت سلیمان است، نامی آشنا اما شاید غریب تر از هر نامی دیگر. کتابی که کاوشگران آلمانی قریب به یکصد سال پیش پیرامون تخت سلیمان به رشته تحریر درآورده اند، در بخشی از کنکاش متون کهن مرتبط با تخت سلیمان، یادی از سفرنامه ابن بطوطه می کند که به شهری درآمدم وسط آن یک دریاچه بود، و آب دریاچه به هرجا می رسید آن را به سنگ تبدیل می کرد (نقل به مضمون)
 
 سخن از تخت سلیمان سخن از دردی است آشنا که از بس در باب آن داد سخن سر داده اند، قلم فرسایی پیرامون آن در نگاه اول چیزی جز توضیح واضحات و تکرار مکررات را برای مخاطب تداعی نمی کند.اما هر کسی که از دور دستی بر آتش صنعت گردشگری داشته باشد، به خوبی به نقش تأثیرگذار صنعت گردشگری بر رونق بخشیدن به تبادلات فرهنگی، اقتصادی اجتماعی، علمی و... مابین شهروندان کشورهای مختلف واقف خواهد بود.باری؛ آب دریا گر نتوان کشید، هم به قدر تشنگی باید چشید.
 
بی شک اگر بخواهیم پیرامون مجموعه باستانی تخت سلیمان، حق مطلب را به درستی ادا کنیم نیازمند نگارش ده ها جلد کتاب است، اما در باب این مطلب بر آن شدیم که امکانات رفاهی و راه های مواصلاتی این مجموعه را زیر ذره بین قرار دهیم، امید اینکه مسئولین مربوطه خود حدیث مفصل بخوانند از این مجمل، و در فکر اقدامی اثر بخش باشند. بخشی از سفرنامه یکی از گردشگران سال های اخیر در مورد تخت سلیمان، نمونه مناسبی از مظلومیت این دیار است:
 
 «جاده تکاب به تخت سلیمان فاقد تابلوهای راهنمایی لازم است، و قدمت آسفالت آن به قبل از انقلاب اسلامی بر می گردد. این جاده دارای دست اندازهای بسیار است. و قسمت های ترمیم یافته نیز کاملا غیر استاندارد هستند.  در مجموعه تخت سلیمان و اطراف آن امکانات رفاهی قابل توجه وجود ندارد.
 
 رستوران وجود ندارد. در محل پارکینگ ( قبل از ورود به مجموعه ) فروشگاه با اجناس متنوع موجود است.
 آب آشامیدنی موجود در مجموعه تخت سلیمان دارای مقدار زیادی املاح معدنی است که ترکیبات آن یا ناشناخته است یا اینکه اعلام عمومی نشده است. لذا توصیه می شود از آب معدنی استفاده کنید.
 
سرویس بهداشتی در وضعیتی ضعیف قرار دارد!
 بطور معمول بروشور اطلاعات مجموعه، موجود نیست یا تحویل نمی شود. در داخل سایت راهنمای میراث فرهنگی که بتوان اطلاعات بیشتری از مجموعه  کسب کرد مشاهده نمی شود.
 
 امکانات اقامتی وجود ندارد. نزدیکترین هتل های منطقه در تکاب است . توصیه می شود جهت اقامت در هتل، شهرهای زنجان، تبریز یا ارومیه را انتخاب کنید. اگر می خواهید در چادر مسافرتی اقامت نمایید، می توانید پارکینگ مجموعه را انتخاب نمایید که سرویس بهداشتی نیز در مجاورت آن قرار دارد، هرچند داخل روستای تخت سلیمان و نزدیک پاسگاه نیروی انتظامی شاید از امنیت بیشتری برخوردار باشد.
من باب پرهیز از اطاله کلام، از میان ده ها سخن مفصل مربوط به تخت سلیمان، حداقل انتظار هر شهروند از بخشدار محترم بخش تخت سلیمان این است که در مورد جاده تکاب به تخت سلیمان گزارشی به مردم ارائه نمایند

تاثیرتوسعه فرهنگی در توسعه شهر

ماهنامه تكاب- فرهاد فيضي: چهره شهرم را که مینگرم با مسائل  بغرنجی روبرو میشوم , که درقیاس باشهرهای دیگر تاب و توانم را میگیرد. مسایلی که مسبب بخشی از آن مدیران هستند و بخش عظیم دیگرآن شهروندان. بغض نداشته هایی که همه را آزارمیدهد.
ضرورت بیان مساله این است که در عصر اطلاع رسانی نوین بسیاری هنوز فرهنگ گفتمان انتقادی را نپذیرفته اندو این خود ضعفی فرهنگی است.
طبیعی است بعداز هر سفری میل به بازگو کردن آداب و رفتار اجتماعی و چگونگی فضا ومبلمان شهری آنجا راداریم و بیشتر از واژه ای به نام فرهنگ در قالب جملاتی مانند شهربافرهنگ ویا مردم بافرهنگ, استفاده میکنیم وبه تناسب آن مکان و مردمانش فرهنگ مدار بودن آنجا را تایید یا رد میکنیم. فرهنگ شامل مقوله های متنوعی مانند فرهنگ تاریخی, فرهنگ شهرنشینی, فرهنگ ملی ومحلی و.... است.
بر اساس تعریف تیلور فرهنگ شامل: مجموعه ای از دانش, اعتقادات, هنر, اخلاقیات, قانون, آداب و رسوم و توانمندیهایی که توسط اعضای جامعه حاصل میشود و این بیانگر آن است که خاستگاه فرهنگ همان رفتارها و تعاملات آنان در محیط زندگی اجتماعی است و این خود نیز بیانگر این است که فرهنگ چرخه ای است که از تاثیر متقابل محیط ورفتار و عادات افراد بر یکدیگر بوجود می آید و از خواسته ها ونیازهای افراد تاثیر می پذیرد. فرهنگ غریزی نیست و آموختنی است و افراد را قادر می سازد که رفتار یکدیگر را پیش بینی کنند و باتوجه به رفتارها و گفتارهایشان تشخیص دهند که برای دریافت پاسخ مناسب چه رفتارو گفتاری باید داشته باشند. در برنامه ریزی وسیاستگذاری توسعه ورفاه اجتماعی باید  بعد اساسی فرهنگ مورد توجه قرار گیرد. در برنامه ریزی حوزه فرهنگ  باید استعدادها و شایستگیهای انسان در زندگی فردی و اجتماعی موردتوجه قرار گیرد.
تاکنون توسعه و رفاه را بر اساس بعد اقتصادی آن تعریف کرده اند و غایت هر گونه توسعه را در یک اقتصاد شکوفا می دانستند اما باید توجه داشت که نمی توان توسعه را تنها بر اساس بعد اقتصادی تعریف و عملی کرد چون  با این معیار نمی توان درجه آسایش,شادکامی و شکوفایی انسان را ارزیابی کرد.
توسعه فرهنگی یکی از مواردی است که امروزه بنیان واساس هرگونه توسعه و رفاه را فراهم می آورد.  در مفهوم توسعه انسانی, ارزشهای والای انسانی و اهدافی را در تعاملات اجتماعی و فرهنگی به زندگی انسان معنا می دهد پیش می آید.
برای رسیدن به توسعه انسانی باید ارتباطی زنده و پویا بین برنامه ریزی فرهنگی و برنامه ریزی در حوزه های سیاسی اجتماعی و اقتصادی  برقرار کرد تا بتوان از ظرفیتهای متقابل هرکدام استفاده کرد و توسعه همه جانبه را فراهم آورد.
در اینجا نقش کارکردی فرهنگ هم به عنوان ابزارتوسعه و هم به عنوان اهدافی که به زندگی افراد معنا میدهد  وجود دارد. بر اساس فرهنگ است که ما اطلاعات و تعاملات اجتماعی را تعبیر و تفسیرمیکنیم و این امرباتوجه به آن اندازه از کرامت وارزش انسانی که برای افراد درجامعه وجود دارد باعث خوانشهای متفاوتی در یک موضوع از ملتی به ملت دیگر میشود. نکته قابل توجه این است که در توسعه فرهنگی نه تنها فرهنگی تجزیه واز بین نمیرود بلکه  تکثر فرهنگی نیز وجود دارد که دقیقا با تک فرهنگی بودن در تضاد است.
توسعه فرهنگی تا  چه اندازه متاثر از توسعه شهری است و بالعکس؟ آیا مدیریت شهری موجب توسعه متوازن اجتماعی شده است؟
در سرتاسر شهر وضعیت به گونه ای است که هیچ نشانی از توسعه وجود ندارد زیرا توسعه شهری هم نیازمند توسعه فرهنگی است و هم نیازمند توسعه ای که براساس خدمات متناسب با نیازو توان اقتصادی افراد آن منطقه باشد آنچه در شهرستان تکاب قابل مشاهده است بیش از آنکه توسعه شهری باشد, رشد شهری ناچیز است و بیانگر این است توجهی به پیشرفت شهر بر اساس آنچه که توسعه شهری به عنوان بهره متدی از امکانات  به تناسب سن, جنسیت,  اقتصاد و شرایط فیزیکی و محیطی است نمیشود.  فضای آموزشی, ورزشی , درمانی, خدماتی وبانکی بیشتر در مرکز شهر ویا در طول یک خیابان قرار گرفته اند که پیامدهای منفی ومشکلاتی رادر حوزه مدیریت وتوسعه شهری بوجودآورده است که  توجه ویژه شهرداری و مدیریت شهری توانا و کارآمد را می طلبد. هرچه توسعه  شعری براساس معیارو اصول باشد وتوزیع و توازن در امکانات شهر در همه مناطق بدون تبعیض رعایت شود قطعا بر توسعه فرهنگ نیز تاثیرگذار خواهد بود و عکس آن نیز صادق است. متاسفانه هیچ یک از استانداردها و معیارها بر اساس نیازسنجی به تفکیک مناطق نبوده و همین مساله باعث بروز فرهنگ بی تفاوتی و عدم مسئولیت شهروندان نسبت به اماکن و اموال عمومی شده است و این نیاز مند برنامه ریزی فرهنگی است که بر مطالبه گری استوار است و شهرداری و شورای شهر می توانند با تدوین و اجرای سیاستهای فرهنگی و هماهنگ کردن آن با سایر سیاستهای شهری مشکلات و چالشهای موجود را کنترل و رفع نمایند.
جامعه شهری ما متاسفانه  باسیستمی ازمدیریت شهری ,از طرحها و برنامه های تک بعدی بهره میگیرد که فقط رویکردی  فیزیکی برای رشد شهری داشته است. برنامه های توسعه شهری مانندکاهش آلودگی هوا ,حفاظت و نگهداری از منابع ,حمل و نقل مناسب و رعایت اصول بهداشتی ودفع زباله و... به منظور حفظ محیط زیست بوسیله مدیریت شهری کارآمد و تغییر رویکردکاری در شهرداری برای  توسعه فرهنگی و توسعه شهری امکانپذیراست. همراه شدن مدیران و مسئولان شهری بخصوص مجموعه شهرداری و شهرسازی با مردم میتواند مایه دلگرمی آنان و کمک به رشد و پیشرفت توسعه شهری شود وبا گسترش حفاظت از سلامتی انسان و استفاده بهینه از منابع موجود نگاهی همه جانبه به ابعاد توسعه و فقرزدایی داشته باشد. هرچند شهرستان تکاب به لحاظ فیزیکی  مانند فضای سبز و مکانهای تفریحی دچار کمبود ونقصان جدی است اما انتظار مردم  فقط توجه به وضعیت عمرانی شهر نیست بلکه از مسئولان شهری انتظار  توجه به شرایط و توسعه فرهنگی , روابط شهروندی, حمایت و امنیت اجتماعی را دارند.
مدیریت شهری کارآمد نیازمند شهروندانی آگاه و آشنا به حقوق شهروندی است که بخصوص شهرداری  و مجموعه ی شورا و حتی نماینده مجلس با ورود به میان مردم ودرک احساسات و انتظاراتشان  و برآورده ساختن نیازهای معقول شهروندان به توسعه فرهنگی ونهایتا توسعه شهری کمک شایانی نمایند.....
برای رهایی از این مشکلات چاره ای نیست جز آنکه کمر به همت ببندیم و  و با کاستن دردها  به شهر بی روحمان جانی دوباره ببخشیم....
دست به دست هم دهیم به مهر

میهن خویش کنیم آباد
 

طلاق ، زلزله ای خاموش


l ماهنامه تكاب- مهدي آقازاده: یکی از موضوعاتی که در چند سال اخیر ذهن اکثر اندیشمندان حوزه ی علوم اجتماعی و حتی عموم را به خود مشغول کرده است مساله طلاق می باشد. از آنجا که یکی از عوامل مهم از هم گسیختگی مهمترین نهاد اجتماعی و اساس جامعه یعنی خانواده ، طلاق می باشد. می توان گفت کمتر پدیده ی اجتماعی به پیچیدگی طلاق وجود دارد. در حال حاضر این پدیده در ایران به شکل یک مساله و معضل اجتماعی ، مشکلات زیادی را برای افراد و خانواده های در معرض طلاق به وجود آورده است.
علل و عوامل طلاق متفاوتند و این علل وعوامل یا در لایه های عمیق اجتماعی قرار دارند و یا در لایه های ظلاهری. طلاق دیگر در بین زوج های ایرانی به امری عادی تبدیل شده است و با کوچکترین مشکل جدایی را بهترین راهکار می دانند. برای پی بردن به عمق این فاجعه کافیست سری به دادگاه های خانواده بزنید و در آنجا به وضوح خواهید دادید که روزانه زوج های بسیاری برای گرفتن حکم طلاق پشت در شعبات در انتظار هستند.
قبل از بیان علل و عوامل طلاق و پیامده ها و عوارض این معضل اجتماعی، به تعریف طلاق می پردازم
طلاق در اصطلاح به معنی فرو ریختن ساختار زندگی خانوادگی و قطع پیوند زناشویی می باشد و در تعریف علمی به معنی خروج فرد از جامعه دارندگان همسر است و در تعریف قانونی ، انحلال نهایی و قانونی یک ازدواج و جدایی زن و شهوهر بر اساس حکم دادگاه می باشد و در تعریف اجتماعی ، طلاق به معنی بریدن پیوند مقدسی است که همراه با هزاران امید و آرزو شکل گرفته است.
بررسی عواملی که باعث گرایش زوجین به طلاق می شود بخاطر پیامدهایی منفی که در پی دارد ، بیشتر حائز اهمیت است. غالبا پیامدهای طلاق در عرصه های فردی ، خانوادگی ، اجتماعی و در ابعاد روانی ، فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی مشاهده شده و معمولا هر سه طرف یعنی مرد و زن و فرزند بیشترین آسیب را خواهند دید.
آمار طلاق در ایران هر روز در حال تکان دادن جامعه می باشد. بر اساس آمار اعلام شده از سوی  سازمان ثبت احوال در هر ساعت 6/18 طلاق در کشور ثبت می شود یعنی در هر سه دقیقه یک خانواده ایرانی ازهم فرو می پاشد. این آمار در کنار آمار پنهان اختلاف زوجین زنگ خطر جدی است. در نه ماهه سال 1395، در مقابل هر 3.9 ازدواج  ثبت شده یک طلاق به ثبت رسیده است.  و فقط در بهمن ماه 1395 در استان آذربایجان غربی 711 طلاق به ثبت رسیده است.
طلاق در زمره غم انگیزترین پدیده های اجتماعی است که هم با پیچیده ترشدن زندگی امروزی ، سطح آن شدت یافته است و هم آسیب ها و مشکلاتی را متوجه زوجین و خانواده های آنان، قبل و پس از طلاق می کند. طلاق علل متعددی دارد و هرگز یک علت را نمی توان به عنوان علت اصلی طلاق در نظر گرفت. همه به ‌دنبال آنند که بدانند مهم‌ترین و ریشه‌ای‌ترین دلیل افزایش طلاق در کشورمان چیست? نظرات متفاوتی تا کنون گفته و شنیده شده، اما به‌نظر می‌رسد همچنان این مسئله نیاز به تحلیل و واکاوی‌های بیشتری دارد.
به عقیده من پیامدهای گذار جامعه ایرانی از سنت به مدرنیته، نداشتن مهارت‌های ارتباط زناشویی لازم، متناسب نبودن پرسونالیتی فردی و خانوادگی زوجین و پایین آمدن آستانه ی تحمل در کنار عوامل فردی و شخصیتی ،عوامل اقتصادی ، عوامل اجتماعی و عوامل فرهنگی مهمترین دلیل فروپاشی تشکل‌های خانوادگی امروزی است. یه نکته مهم اینه که اکثر مردم عوامل اقتصادی را مهمترین علل طلاق می دانند اما باید این مورد را مدنظر گرفت که طلاق در خانوادهایی که از نظر مالی و اقتصادی در وضعیت بسیار خوبی هستند نیز بسیار زیاد می باشد.
خانواده ها باید از سال ها قبل به این مسئله فکر کنند که باید فرزندانشان را برای زندگی و پذیریش مسئولیت های آینده مثل مسئولیت مادری و همسری پرورش دهند ، اما متاسفانه این مسئله اصلا در زندگی های امروزی وجود ندارد. علاوه بر این ، امروزه پدر و مادر هم در جایگاه خودشان قرار ندارند که از تعامل میان آنها ،دختران و پسران بتوانند همسرداری و زندگی مشترک را بیاموزند. در واقع الگوی مشخصی در این رابطه وجود ندارد.
برای کاهش آمار طلاق باید ریشه ای عمل کرد .پدر و مادر باید الگوی خوبی برای فرزندانشان باشند و مکررا فرزندان خود را به خوش رفتاری ، گذشت و تسلط بر نفس و خشم آنی و دوری جستن از بزه های موجود در اجتماع توصیه کنند تا در مواقع بروز مشکلات تصمیم عجولانه نگیرند.

در شماره های بعدی نشریه علت های وقوع طلاق و راهکارهای پیشگیری از این معضل اجتماعی ارائه خواهد شد

‍ ‍ میدانی که کارکردش با نامش ( آزادی) پیوندی ناگسستنی دارد

 
 
 
 ماهنامه تكاب- غياث شفيعي:  افزایش اوقات فراغت ره آورد زندگی ماشینی و دیجیتالی امروز بوده که  نیاز به گذران مطلوب اوقات فراغت برای رفع خستگی و کاهش تلاطمات روانی و درگیری های ذهنی امری اجتناب ناپذیر می باشد . غیر از امکانات رفاهی ـ آسایشی  دیگر در شهر،  میادین، نقشی اساسی در تقلیل نگرانی ها ی روحی و روانی و  افزایش شور و نشاط اجتماعی و سرزندگی  ایفا می کنند. در این جستار   میدان هایی مد نظر است  که دارای  امکانات مطلوب و جذاب از جمله بازارهای محلی و سنتی، کافه های روباز، محل خرید ،  توقف و مکث مناسب، زیباییهای چشم نواز مانند آب نماها و مجسمه های یادبودی که مشخصه ای از ایده های هنری، اجتماعی،  فرهنگی و تاریخی هستند و مکانی برای رویارویی روابط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شهروندان می باشد .
 
 با این مقدمه،   می خواهیم میدان آزادی تکاب را  با استانداردهای روز مقایسه  نماییم . تنها میدان شهر،  که  تمام پتانسیل های تبدیل شدن به یک میدان تمام عیار  را  دارد اما چرا چنین نشده است؟ پرسشی است که مسئولان باید پاسخگو باشند . تنها میدانی که کارکردش با نامش (آزادی) پیوند ناگسستنی دارد. در این میدان همه چیز آزاد است هرکس آزادانه،  ایده ی خود را عملی می کند. فروشگاه ها، محصولات خود را غیر از پیاده روها در عرض خیابان پهن می کنند. دست فروشانِ  چرخ به دست و ماشین گردان، بدون توجه به قوانین، برای عرضه محصول خود تا وسط میدان پیش می آیند.  ماشین های از راه رسیده برای خرید مایحتاح خود ماشین هایشان را دوبل پارک می کنند.  به خاطر اینکه پیاده روها مملو از لوازم فروشگاه هاست عابرین درست از وسط میدان عبور می کنند. حق تقدم با کسی است که بی توجه تر از همه، نسبت به قوانین راهنمایی رانندگی باشد. خلاصه آشفته بازاری است که قبل از این که نمایی از میدان داشته باشد ویترینی از بیکاری مردم شهر و تنازع برای بقا را به نمایش می گذارد . در حالی که مکان ها و فضاهای  مناسبی در جوار  میدان آزادی تکاب وجود دارد که می تواند آن را تبدیل به میدانی استاندارد نماید.  
 
 ساختمان های بلا استفاده ( ساختمان فریدیان و گاراژ عشقی) و فضاهای متروکه ی موجود در اطراف میدان که می تواند مکان های مناسبی برای احداث امکانات رفاهی از جمله بازارچه، درمانگاه،  نمایشگاه فرش، پاساژ، و کافه های روباز باشد. 
 
 با خلق زیباییها و احداث و ساماندهی امکانات در جوار میدان  می توان جمعیت در حال بازدید و خرید  را در میدان افزایش داد و تصویری ماندگار در یادها و خاطرات شهروندان و مهمانان تثبیت نمود. اما دریغ از وجود مدیرانی که توان تشخیص ظرفیت ها را داشته باشند و به فکر تدوین  برنامه ای بلند مدت جهت توسعه ی تکاب باشند. 
 
به هر حال،  امیدواریم شورای شهر دور پنجم برنامه ای جهت عملی نمودن این ایده را داشته باشد و میدانی در خور شایستگی مردم این سامان  بنا نهند و به خود آیند که آسفالت کوچه ها و معابر دیگر اولویت مطالبات مردم نیست توسعه همه جانبه ی شهر با انجام پروژه های زیربنایی،  خواست اولیه مردم است

آرمان محرومیت زدایی، رأی به دکتر هاشمی و یک راه حل



ماهنامه تكاب- دكتر ابراهيم مرادي: موضوعی که همواره ذهن دوستداران شهر زرخیز و باستانی تکاب را به خود مشغول نموده است، چرایی عقب ماندگی این شهر نسبت به شهرهای پیرامون خود است. تا آنجایی که پیشرفت اقتصادی و رفاهی آن و به تبع آن، توسعۀ همه جانبه، به یک معما و رؤیایی دست‌ نیافتنی تبدیل شده‌ است. نگارنده با اطمینان همواره بر این باور بوده  است که راز این معما در نامساعدبودن راه های آن است. چرا که هر اهل فنی به خوبی می داند که ارتباطات، به ویژه از رهگذر راه های مواصلاتی، الفبای توسعه است. فعلاً این موضوع مطرح نمی گردد که چه کسانی کاری را که باید می کردند، نکرده اند و دستاورد آن کوتاهی ها و سهل انگاری ها، وضع اسفبار کنونی است.
همین آرمان محرومیت زدایی، دوستداران تکاب را وامی داشت تا به راه حل هایی برای دستیابی به این هدف بیاندیشند. یکی از مناسب ترین این شیوه ها، رساندن فریاد محروم ماندگی به گوش لایه های بالای قدرت و حاکمیت از رهگذر خانۀ ملت است. همین انگیزه بود که بسیاری را واداشت که بدون در سرداشتن هیچ منفعت شخصی و گرایش قومی و مذهبی به آن سیل خروشان همدلی، همبستگی، شرکت در انتخابات و گزینش دکتر هاشمی، بپیوندند و آن رویداد را به نقطه عطفی در تاریخ انتخابات آن حوزۀ انتخاباتی  بدل کنند. نگارنده، که مقیم شهر دیگری است و هیچ ارتباط شخصی با دکتر هاشمی ندارد، به عنوان قطره ای از این سیل، برای نخستین بار، با حضور در روستاهای دوردست و زادگاه خود، دربارۀ اهمیت این موضوع با مردم به بحث و استدلال نشست و در تنها نشستی اتفاقی که با دکتر هاشمی داشت، یگانه خواست خود را مطرح و تأکید نمود که اگر در طول چهار سال وکالت خود، فقط و فقط راه های ارتباطی تکاب را به بهترین شیوه اصلاح کنند، برای مردم و توسعۀ شهر کافی است. اگرچه این شهر از انواع تبعیض ها و مشكلات  نیز می نالد و انتظار آن است که وکیلی خردورز، دوراندیش و انساندوست، رفع تبعیض و نابرابری را که نخستین هدف انقلاب استکبار ستیز اسلامی است، با برنامه های عدالت-گستر و انسان ساز اسلامی بزداید.
اکنون که حدود یک چهارم از دورۀ وکالت منجی برگزیدۀ محرومیت زدایی (دکتر هاشمی) می گذرد، هیچ بارقۀ امیدی برای دستیابی به آرمان گام برداشتن در آن مسیر، وجودندارد. به همین دلیل است که باید گفت که به درستی و به حقیقت، نگارندۀ یادداشت «چرا به هاشمی رأی دادم!!!؟؟» (شمارۀ پیشینِ همین نشریه)، حرف های نهان خانۀ دل مردم و بسیاری از ناگفته ها را آشکارنمود تا ایشان «ناگفته های مردم شوند». هر آنچه در آن نوشتار آمده است، به بهترین شیوه، فرایند گزینش وکیل مورد بحث و ویژگی های ایشان را تشریح می کند. البته چنین نیست که دوستداران شهر تکاب بدون هیچ آگاهی و دانشی در مسیر به      کرسی نشاندن وی گام  برداشته باشند؛ بلکه برعکس، از بسیاری از این مسائل آگاه بودند، اما از یک سوی، امید به رفع محرومیت و تلاش برای دستیابی به آرمان محرومیت زدایی و از دیگر سوی، برنامه ها و قول های وکیل برگزیده، آنان را بر آن داشت تا برپایۀ اصل تعهد انسانی و اطمینان به گفته و قول همنوع، آن حماسۀ کم نظیر را بیافرینند.
اکنون پرسش این است که آیا مردم دگربار عزلت نشینی و ناامیدی را پیشه کرده، با محرومیت همچنان بسازند و دست از آرمان محرومیت زدایی بردارند یا همراه با وکیل برگزیدۀ خویش، راهی دیگر را برای دستیابی به آرمان خود بیازمایند؟ پاسخ به این پرسش پیشنهادی است که نگارنده آن را به عنوان مناسب ترین گزینه برای دستیابی به آرمان محرومیت زدایی ارائه می کند.
عقل سلیم حکم می کند که همواره باید اعمال خاطیانه و خائنانه را از هم تفکیک کرد. به باور نگارنده نمی توان این رویکرد و روند وکالت را خیانت به شمارآورد، بلکه گمان آن وجود دارد که گزینش این راه بر عهدۀ راهنمایانی است که راه ها را به خوبی نمی شناسند. به همین دلیل است که نگارنده پیشنهاد می کند که وکیل برگزیده با فروتنی کامل به میان مردم منطقه بیایند و مسیر رسیدن به مقصد را از ساکنان و آشنایان طریق جویا شوند. هنوز هم باور بر این است که اگر وکیل برگزیده در ادامۀ راه، در سه چهارم زمان باقیمانده، تنها و تنها راه های تکاب، به ویژه جادۀ ایرانخواه به تکاب و تکاب به دندی، را به بهترین شیوه به سطح استاندارترین راه ها ارتقاءبخشند، می توان وی را قهرمان شایستۀ حماسۀ سال 95 و شاید دورۀ بعدی دانست. چرا که همۀ    خواسته های مردم با این راه ارتباط دارند. اگر مردمی که به قول وکیل برگزیده خواسته هایی در سطح های ناچیز و خارج از حیطۀ وظایف ایشان دارند، اهمیت راه¬ها و منفعت جمعی را نمی دانند، وکیل دوراندیش، دانا و دلسوز به خوبی می داند که همۀ سطوح و ابعاد زندگی مردم با این راه ها ارتباط دارد. به زبان ساده و مختصر اینکه وکیل برگزیده به یاری مردم، تحصیل کرده ها، مسئولین دلسوز و آگاه از طریق طرح خواسته های خود، باید ندای محرومیت خود را به گوش مسئولین و حاکمین رده اول  نظام اسلامی برسانند و طرح ارتقاء کیفیت راه های تکاب را به طرح هایی ملی تبدیل کنند. زیرا که در سدۀ بیست و یکم و 37 سال پس از انقلاب طاغوت ستیز 57، داشتن چنین راه هایی برای مسئولین یک نظام عدالت محور و دین بنیاد، بسیار شرم آور و تأسف بار است و با ده میلیارد ریال هایی که خبر آن شاید مردم را شاد و دلخوش کند، نمی توان ده ها سال دیگر راه های مخروبه و نامساعد تکاب را بهبود بخشید.
به یقین می توان گفت که اگر ندای محرومیت مردم شهر زرخیز و باستانی تکاب به گوش مسئولین رده اول حکومت اسلامی برسد، بدون درنگ برای رفع این محرومیت گام برمی دارند، چرا که وضعیت حاکم بر شهر تکاب، با وجود دارا بودن آن همه منابع غنی، نه با ماهیت نظام اسلامی سازگاز است و نه شایستۀ حکومتی است که حامی و پشتیبان همۀ مستضعفان جهان است. این وضع، نه به دلیل بی مسئولیتیِ مسئولین واقعی رده اول حکومتی، بلکه به دلیل ناآگاهی، ناتوانی و سهل انگاری مسئولینی است که مردم را کودکی تصور می کنند که تا هنگامی که نگرید، گرسنه نیست و نباید به او توجهی نشان داد. در حالی که چنین نیست و باید بدانند که مردم هنوز ناگفته های بسیاری دارند، نه اینکه به هیچ چیز آگاه نیستند. اتحاد و همدلی مردم حوزۀ انتخابیه، به ویژه شهر تکاب در شرکت در انتخابات سال 95 مجلس شورای اسلامی، نشانگر تشخیص درست، شعور والا و ارادۀ آنان در      عرصه های سیاسی- اجتماعی است و مردم نشان دادند که ناگفته هایشان را تا رسیدن به آرمان محرومیت-زدایی ابرازمی کنند و پای این آرمان هم خواهند ایستاد

میدان ورودی شهر، نماد تخریب، ظلم، غارت و نابودی طبیعت تکاب

میدان ورودی شهر، نماد تخریب، ظلم، غارت و نابودی طبیعت تکاب

 
میدان سرباز ورودی از طرف شاهین دژ درحال تعمیر و آماده سازی برای معرفی و بیان ویژگی های شهرستان تکاب به عنوان شهر سنگ می باشد تراورتن مرمر و...
 
آقایان مسؤل اگر به شهرهای دیگر نظری کنید وروردی ها معرف تاریخ وتمدن وفرهنگ  واداب و نماد هویت مردمان و رسومات منطقه می باشد.
 
باانصاف باشید و ببینید ملکان، تاکستان، بیجار و... چگونه از ورودی هایشان میهمانان را به تفکر وتوجه فرا می خواند.
 
 باانصاف باشیم و از آیندگان شرم کنیم که تکاب از دور تا حال وآینده نماد مقاومت و پایداری، پایتخت خوشنویسی کشور، پایتخت عسل مرغوب و محصولات دامداری وکشاورزی، پایتخت فرش دست بافت، اولین اثر جهانی با بالاترین شاخص ها وامتیازات، تکاب چهره های ماندگار ی چون علامه یثربی، انوری، افشار، زنده یاد استاد تحسینی و استاد صادقی بزرگ و...می باشد.
 
ظلم بسیار عظیمیست برای مردم و نسلهای بعد، نماد تخریب وظلم و غارت و تبعیض پروری و نابودی کامل منابع خدادای وتفرقه افکنی، نماد تحقیر روستائیان و توهین به حرمت اشخاص وحقوق انسانی توسط زر و زور و تزویر معادن را در ورودی قرار دهیم که چندسال بعد هم قراراست بروند و فقط بیماری وتخریب وسم ونابودی و وحشت از خود به جا بگذارند.
 
لذادوستداران تکاب و محیط زیستش وفرهنگ وتمدنش ابتدائا از مسولین محترم خواهش می کنیم هرچه سریعتر مانع از احداث این نماد در میدان سرباز شوند و همانطور که نامش هست نمادی ازایثار ومقاومت وفرهنگ افشار در میدان قراردهند.
 
باشدکه در پیشگاه وجدان خویش و نسلهای بعدوحضرت یزدان اسوده خاطر باشیم....ارسالی جمعی از اهالی تکاب ومدافعان محیط زیست ومنابع خدادای تکاب/منبع شیز

نت فقر بر روی خطوط فرهنگ

نت فقر بر روی خطوط فرهنگ
  ماهنامه تكاب- هونيا شفيعي:  فقر، واژه ای آشناست. هر روز صبح که از خانه بیرون می روم، نشانه های زیادی را برای اثبات فقر در فرهنگ می بینم. مانند: گردو خاکی که بر روی کتاب های یک کتابفروشی نشسته است، ریختن زباله ها در خیابان از پنجره ماشین که جرم محسوب نمی شود. 
 کاسه گدایی که مردم با چراغ های  خاموش، از کنارشان عبور میکنند، نوشتن یادگاری بر روی کتیبه هایی با قدمتی هزار ساله، تخریب وسایل عمومی مانند باجه های تلفن، بوق زدن جلو بیمارستان حتی با دیدن علامت بوق زدن ممنوع و .... این است که ترجیح میدهم بیشتر اوقاتم را در خانه سپری کنم. 

فقر به همه جا سر میزند. اگر به سراغ مادیات برود ،تهی دستی را به همراه دارد.اگر به سراغ معنویات برود، کفر را به همراه دارد، اما اگر به سراغ فرهنگ برود، زندگی را معیوب می نماید. 

 اما یک جامعه اگر بخواهد از پله های ترقی بالا برود باید تاریخ و فرهنگ خود را محفوظ بدارد. اگر در جامعه ای فرهنگ احترام به قانون رایج شود، هرج و مرج هیچگاه جرأت ورود به آن جامعه را ندارد. به قول معروف: فقر فرهنگی کاسه گدایی نیست، کاسه چشمانی است که آن کاسه ها را می بیند اما بدون توجه از کنارشان عبور می کند.
 
 

شهرداری شیشه ای

شهرداری شیشه ای

 
✅ یکی از عمده دستاوردهای دولت یازدهم در عرصه ی داخلی، تهیه ی منشوری به نام حقوق شهروندی بود که هدف  از پرداختن به آن در بيشتر جوامع، تامین آسایش، آرامش، امنیت، رفاه فردی ، اجتماعی و پیشرفت در راه سعادت بشری برای همه ی افراد و شهروندان است.رشد، توسعه و پیشرفت یک کشور در حوزه داخلی، خارجی و بین المللی، منوط به رعایت این نوع از حقوق می باشد.در ماده ی ۱۹این منشور آمده است که ، شهروندان از حق اداره شایسته امور کشور بر پایه‌ی قانون ‌مداری، کارآمدی، پاسخگویی، شفافیت، عدالت و انصاف برخوردارند. رعایت این حق توسط همه مسئولین و کارکنان الزامی است.
 
✅ حال نماینده ی تام الاختیار دولت یعنی فرماندار ، طبق همان قانون موظف به اجرای این منشور و پیگیری دقیق آن در تمامی دوایر زیر مجموعه ایشان است.یکی از نهادهایی که همیشه از نظر مردم گوشه هایی تاریک و پر از ابهام دارد، شهرداری تکاب با حجم درآمد بالای معادن و نحوه ی چرخش مالی و هزینه های آن است که با توجه به  وجود رسانه و شبکه های اجتماعی، اعضا و منتخبین دوره پنجم، همیشه  مردم را ناظر بر تمامی امورات شهر بدانند و نسبت به تمامی مسائل با حساسیت کامل برخورد نمایند و به فرمایش مقام معظم رهبری  در داخل تشکیلات شهرداری با فساد مماشات نکنند. 
 
✅ با توجه به شعار کاندیداهای شورای دور پنجم با عناوین مختلف بر پاک دستی ،صداقت، تغییر ، فریاد و پرهیز از سکوت و ... می توان پی برد که در مجموعه ی شهرداری های کشور با گذشت چهار دوره شورای شهر همچنان ضعف نظارت،  زمینه های تبانی، عدم شفافیت در امور مالی، یکی از معضلات شهری و مانع ارائه ی خدمات متناسب با درآمدها  به شهروندان است.نکته قابل تأکید اینکه صرفا با شعار و گزینش افراد پاکدست نمی توان به این مهم دست یافت و قطعا با مفاسد احتمالی و ابهام های مالی در این گونه نهادها باید با راهکارهای قانونی، تنظیم برنامه و نظارت شفاف برخورد نمود.
 
                🅱@baYanTakab
 
✅ مدتی است ایده ای به نام شهرداری تمام شیشه ای بر سر زبانها است که می تواند مبتنی بر چهار محور اصلی باشد:
 1⃣ مشخص بودن رای اعضا به مصوبات که این مورد می تواند در قضاوت مردم نسبت به وظایف و شعارهای نمایندگان خود بسیار مفید واقع گردد.
2⃣ دسترسی آنلاین به اطلاعات و انتشار اطلاعات مربوط به کلیه معاملات و پروژه های عمرانی خدماتی، کلیه مزایده ها و مناقصات و ... با گردش حداقل یک ملیارد ریال در شهری کوچک چون تکاب
 
3⃣ انتشار آنلاین اطلاعات مربوط به تغییر کاربری و پایان کار (که لازم است به صورت شبکه ای انجام گیرد) و اطلاعات مرتبط با فضاهای سبز و مشخص نمودن سهم شهرداری از تمام تفکیکها  و نحوه ی فروش و واگذاری آنها قطعا در چنین فضای نظارت عمومی، شورا و شهرداری به دنبال فضاهای عمومی مفقودی چون فضای سبز و اموزشی و بهداشتی نخواهند بود.
4⃣ انتشار آنلاین اطلاعات کمکهای نقدی و غیر نقدی به موارد خارج از مجموعه  شهرداری، شهرداری طبق قانون می تواند به نهادهای فرهنگی اجتماعی کمک نماید، اما در شهرداری تکاب در ابعاد ورزشی، فرهنگی و بحران حادی چون اعتیاد و سایر مشکلات اجتماعی کوچکترین سهمی را نپرداخته یا حداقل مشاهده نشده است
 

✅ حال با توجه به موارد یاد شده شورا می تواند با استفاده از نقش رسانه ها ضمن آموزش حقوق شهروندان و آگاه سازی آنها نسبت به وظایف شورا و شهرداری و  گردش آزاد اطلاعات که شرط ضروری بهینه سازی فضاهای اجتماعی و اقتصادی است، تمام شهر را ناظر بر امورات شهرداری نماید و به دور از فضای تبلیغاتی ایام انتخابات  با همدلی و هماهنگی و پرهیز از هرگونه تنش نسبت به این مهم اقدام کنند تا در پایان دوره با اتهام های ریز و درشت و بی وجه مواجه نگردند

 منبع: بيان در حاشيه

توقف فعالیت اجرایی در معدن زرشوران

طبق اخبار به‌دست‌آمده، فعالیت استخراج ماده معدنی از بزرگ‌ترین معدن طلای کشور در زرشوران شهرستان تکاب متوقف شده است

در میان سه معدن بزرگ طلای ایران، یکی در اصفهان قرار دارد (معدن طلای موته) و دو تای آن در استان آذربایجان غربی (آق‌دره و زرشوران) است. با احتساب کل میزان ماده معدنی طلای ایران، معدن طلای زرشوران در نزدیکی شهر تکاب، عنوان بزرگ‌ترین معدن ایران را به خود اختصاص داده است که گفته می‌شود 150 هزار کیلوگرم ذخیره طلای خالص دارد و آن‌گونه که مسئولان زرشوران اعلام کرده‌اند در سال‌های 94 و 95، حدود 611 کیلوگرم شمش طلا از زرشوران به دست آمده است. طبق اخبار رسیده فعالیت استخراج ماده معدنی از بزرگ‌ترین معدن طلای کشور در زرشوران شهرستان تکاب متوقف شده است که با ادامه این روند و پایان دپوی ماده معدنی، کارخانه طلای زرشوران نیز ظرف چند ماه آینده تعطیل خواهد شد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از قانون ، با وجود همه پتانسیل‌های ملی، منطقه‌ای و جهانی معدن طلای زرشوران، این روز‌ها خبر می‌رسد که کار در این معدن با ۱۵۰ کارگر به لحاظ عملیات استخراج در حالت تعطیلی کامل است و با ادامه روند فعلی، کارخانه طلای زرشوران نیز با تقریبا ۷۰۰ کارگر و پرسنل و با پایان دپوی ماده معدنی آن، ظرف چند ماه آینده تعطیل خواهد شد. با ادامه این تعطیلی بهترین فصل برای بهره‌برداری از معدن طلای زرشوران از دست خواهد رفت. فعالیت استخراج ماده معدنی برای فرآوری درکارخانه در این منطقه در زمستان به علت کوهستانی و برف‌گیر بودن زرشوران کند یا غیرممکن خواهد بود.

برنامه‌های معدن زرشوران برای 96 چه بود؟

توقف فعالیت معدن زرشوران، در حالی است که مهدی قدمی مدیرعامل شرکت گسترش معادن و صنایع معدنی طلای زرشوران در فرودین سال جاری اعلام کرده بود در سال 96 علاوه بر فعالیت‌های اصلی یعنی استخراج از معدن و تولید محصول، برنامه‌های دیگری شامل پیشرفت 30 درصدی فاز دوم طرح 22 تنی توسعه کارخانه، حفاری اکتشافی تکمیلی معدن، جاده دسترسی معدن به کارخانه، محوطه سازی، نصب سیستم نرمه‌گیری در واحد خردایش، استقرار سیستم‌های مدیریت کیفیت و مدیریت یکپارچه، دریافت مجوز پروانه بهره برداری صنعتی، استقرار طرح طبقه بندی مشاغل و آموزش نیروی انسانی نیز در دستور کار است. با این وجود استخراج از معدن که اصلی‌ترین فعالیت طلای زرشوران به‌حساب‌می‌آید‌، متوقف شده است. شرکت گسترش معادن و صنایع معدنی طلای زرشوران زیرمجموعه ایمیدرو است و مسئولیت معدن و کارخانه طلای زرشوران را برعهده دارد. مهدی قدمی که در حال حاضر مدیرعامل این شرکت است، پیش از حضور در مناصب اقتصادی، در حوزه ورزش و کمیته ملی المپیک فعالیت داشته است. او یکی از معاونان مهرعلیزاده در سازمان تربیت بدنی در دولت اصلاحات بود و با روی کار آمدن دولت محمود احمدی‌نژاد نیز، ارتباط خودش را با دولت حفظ کرد و حتی چند ماهی معاون علی‌آبادی در تربیت بدنی بود. قدمی در دولت روحانی همراه با دکتر مهدی کرباسیان که رییس ایمیدرو شد، از عالم ورزش به حوزه مدیریت صنعت و معدن آمد و در دی ۹۳ مدیریت کارخانه بزرگ آلومینیوم المهدی به وی واگذار شد. در دوره مدیریت قدمی، موضوع واگذاری کارخانه المهدی به محمد علی محمدی پیش آمد. این واگذاری با انتقادهایی روبه‌رو شد و هم‌اکنون پرونده‌ای برای رسیدگی به این واگذاری در سازمان بازرسی کل کشور تشکیل شده است. دکتر قدمی از دی سال ۹۵، مسئولیت شرکت گسترش معادن و صنایع معدنی طلای زرشوران را برعهده گرفته است.

وضعیت معادن طلای ایران

بر پایه آخرین گزارش‌ها، ایران رتبه ۵۷ تولید طلا در رده جهانی را به خود اختصاص داده است. آمارهای وزارت صنعت، معدن و تجارت می‌گویند که حدود ۱۵ معدن طلای فعال و غیرفعال در ایران وجود دارد و هم‌اکنون اکتشافات طلا در بیشتر استان‌های کشور ازجمله آذربایجان‌شرقی و غربی، کردستان، کرمان، خراسان رضوی و جنوبی، اصفهان، یزد، مرکزی، قم و همدان، ارغش نیشابور، سقز، طرقبه مشهد و سیستان و بلوچستان نیز در دست اجراست.

استاندارد جهانی یک معدن طلا، داشتن ذخیره ۱۰۰ تن به بالاست و ایران دارای معادن کوچک و پراکنده بسیاری است، اما تنها حدود ۱۰ معدن آن نزدیک به سطح کلاس جهانی است که مهم‌ترین آن‌ها معدن طلای زرشوران آذربایجان‌غربی و ساریگونی کردستان است.

البته به گفته مسئولان زمین‌شناسی، اکتشافات در مناطق مستعد یا امیدبخش طلایی در استان‌های مختلف در حال انجام است، به‌طور کل ایران ظرفیت خوبی از نظر ذخایر طلا دارد. اما نکته مهم، بهره‌برداری از این ذخایر خدادادی است که این بهره‌برداری از مطالعات اکتشافی آغاز و به تولید و فرآوری شمش طلا ،منتهی می‌شود.

آذربایجان‌غربی، بیشترین ذخیره طلا را دارد

استان آذربایجان‌غربی، دارای بیشترین ذخیره قطعی طلا در بین استان‌های کشور است. در شهرستان تکاب استان آذربایجان‌غربی کشور ایران، دو معدن بزرگ طلا وجود دارد که هر دو قدمت باستانی برداشت دارند. این دو معدن، مهم‌ترین و اصلی‌ترین معادن طلا در ایران به‌شمار می‌روند و معدن زرشوران از این جهت یکی از مهم‌ترین منابع طلای ایران است.

در افتتاح زرشوران چه گذشت؟

معدن و کارخانه طلای زرشوران، اواخر آبان سال 95 و با حضور معاون اول رییس جمهوری افتتاح شد و در همان زمان اعلام شد که این مجموعه نخستین مجتمع تولید طلا در جهان است که با روش منحصر به فرد و کاملا بومی ساخته شده است. در افتتاح زرشوران، اسحاق جهانگیری گفته بود:«درایران ذخایر طلای بسیار خوبی وجود دارد ولی هنوز معادن بزرگی در این زمینه ساخته نشده است که معدن زرشوران تکاب، نخستین معدن بزرگ در زمینه طلا در کشور به شمار می‌رود. توسعه معدن زرشوران باید به طور جدی پیگیری شده و دغدغه‌های زیست محیطی احتمالی آن نیز مرتفع شود». مهدی کرباسیان معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت و رییس ایمیدرو نیز از زرشوران به عنوان بزرگ‌ترین واحد فرآوری در خاورمیانه یاد کرده و گفته بود: «روش به کار گرفته شده در فرآوری طلا در این مجتمع با روش شیمیایی انجام می‌گیرد که توسط یک شرکت ایرانی ابداع شده و به ثبت رسیده است» .

کرباسیان درباره معدن زرشوران گفته است: «عملیات اکتشاف در این معدن در سال 76 آغاز شده و در ابتدای اکتشاف، ذخیره 56 تن شناسایی شد که این میزان ذخایر هم‌اکنون به 11 تن رسیده و پیش‌بینی می‌شود در آینده‌ای نزدیک با 10 هزار متر حفاری که در دست اجراست، این میزان به 200 تن افزایش یابد. وی تولید یک هزار و 250 کیلوگرم نقره و 500 کیلوگرم جیوه را به‌عنوان مواد معدنی همراه این مجتمع ذکر کرد».

امیدها به اشتغال‌زایی زرشوران

افتتاح مجتمع زرشوران در دل بسیاری از مردم تکاب و روستای زرشوران نیز امیدهایی ایجاد کرده بود. ابراهیم صبایی، معاون فنی و بهره‌برداری طلای زرشوران با اشاره به اشتغال‌زایی این مجموعه بر پایه اقتصاد مقاومتی، گفته است: بالغ بر 700 نیرو در معدن طلای زرشوران مشغول به کار هستند. ایرج ثقفی، فرماندار تکاب نیز گفته است: مجموعه معدن و کارخانه طلای زرشوران، سرمایه ای بزرگ برای شهرستان تکاب به شمار می‌رود که باید قدر این سرمایه را بدانیم و برای توسعه و رونق آن که موجب توسعه و پیشرفت شهرستان تکاب می‌شود، تلاش همه‌جانبه‌ای صورت بگیرد.

51 درصد شاغلان این مجموعه، نیروهای بومی منطقه، 40 درصدآن ساکنان روستاهای اطراف زرشوران و بقیه نیروهای فنی و تخصصی غیربومی هستند، به‌این ترتیب علاوه بر اشتغال‌زایی در منطقه، مجتمع زرشوران به روستاهای اطراف کارخانه کمک‌های بسیاری داشته است. با توجه به آنچه گفته شد، در روزهای آتی وضعیت تعطیلی بزرگ‌ترین معدن طلای کشور را از جهات مختلف از جمله وضعیت کارگران و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی پیگیری خواهیم کرد.

اجرای پروژه احداث تقاطع غیر همسطح  به كجا مي رود

اجرای پروژه احداث تقاطع غیر همسطح و ساماندهی ترافیکی مسیر کمربندی-خیابان تختی و سه راهی قجور در هاله ای از ابهام

مدت های مدیدی است که شهروندان ناظر یک تابلو هستند که خبر از کارفرمایی شهرداری تکاب در پروژه ای دیگر می دهد. نام کمربندی  تکاب اولین چیزی  است که چشم بیننده را به خود جذب میکند، گویی تابلو به زبان حال و قال می خواهد بگوید این پروژه نیز همچون پروژه کمربندی تکاب به اندازه عمر مفید یک انسان زمان لازم دارد تا وارد فاز اجرایی شود و به اندازه کل عمر یک انسان زمان نیاز دارد که به اتمام برسد.  
ای کاش برای عموم شهروندان شفاف سازی میشد که دلیل اجرا نشدن پروژه ها و تأخیر های طولانی در اجرای آنها چیست؟ چرا یک گزارش جامع از وضعیت تخصیص بودجه این پروژه ها به مردم ارائه نمیشود؟ گره کار کجاست؟ آیا در شورای پنجم می توان انتظار داشت که شاهد تغییری ملموس در مدیریت پروژه های آسفالت سازی باشیم؟
 
  منبع : باشگاه خبرنگاران تكاب

‍ پدیده ای سرسام آور در مسیر تکاب- دوراه ایرانخواه.

 
‍ پدیده ای سرسام آور در مسیر تکاب- دوراه ایرانخواه. 
 
ایجاد شدن سرعت گیرهای خطرناک، به علت بی دقتی و شلختگی در فرآیند ترمیم آسفالت مسیر. 
 
❇️اینجا مسیر تکاب به دوراه ایرانخواه است و شهروند تکابی می خواهد فقط با صرف 20 دقیقه زمان،  خود را به یکی از شاهراه های مسافرتی، زیارتی، سیاحتی، تجاری شمال غرب کشور برساند، شاهراهی که برخی از مردم منطقه آن را اتوبان تبریز- کربلا می نامند و بسیاری دیگر از آن با عنوان مسیر عبور اتوبوس های تهران، اصفهان، کرمانشاه، و ... یاد می کنند. 
❇️چه آنهایی که از تکاب می خواهند که تنها با طی 25 کیلومتر خود را به شاهراه مواصلاتی شمال غرب کشور برسانند و چه آنهایی که از این مسیر به تکاب می آیند تا پس از بازدید از غار کرفتو، تخت سلیمان و جاذبه های دیگر تکاب را نیز ببینند، با این تصور که جاده آسفالت شده ی مسیر خارج از مناطق مسکونی، سرعت گیر ندارد، با سرعت بالا از این مسیر عبور میکنند که ناگهان از روی یک برآمدگی بسیار برجسته تر از سرعت گیر رد میشوند که لرزه بر اندام وسیله نقلیه می اندازد، و سرنشینان را سراسیمه می کند، ماشین را نگه می دارند و  نگاه میکنند، این سرعت گیر نبوده، بلکه آسفالت ریزی و ترمیم نقاط آسیب دیده، به صورتی غیر استاندارد و با بی دقتی به عمل آمده و این سرعت گیرهای ناخواسته را ایجاد کرده است. 
❇️اکنون سوال اینجاست، آیا اجرای پروژه های آسفالت سازی و ترمیم جاده ها، ناظر ندارد؟ اگر ناظر وجود دارد آیا این افتضاحات را نمی بیند؟ سالیان سال است که مردم انگشت تعجب به دهان گرفته اند که چرا با اینکه شهرستان دیواندره مدت های مدیدی است سهم خود از این مسیر را به خوبی آسفالت نموده، اما  اداره راه تکاب از آسفالت چند کیلومتر باقیمانده از این مسیر سر باز میزند، اما اکنون یک سوال دیگر نیز که به این پازل اضافه شده است، این است که چرا ترمیم این قسمت، تا این اندازه با بی دقتی انجام می شود که در آن سرعت گیرهای ناخواسته و دست اندازهای خطرناک ایجاد شده است؟ 

❇️جناب آقای فرماندار، اگر در حضور شما ساکنین یک محله خوش شانس از ریاست محترم شورا و سرپرست شهرداری به خاطر آسفالت جاهایی که حتی سهم خودیاری را هم پرداخت نکرده اند، تقدیر و  تشکر به عمل می آورند، ضمن توجه به اینکه کوچه هایی هستند که سالیان مدید سهم خود یاری برای آسفالت کوچه شان را پرداخت کرده اند و کماکان آسفالت نشده باقی مانده اند، ای کاش به عنوان شیخ الرئیس ادارات شهرستان به این نکته هم تأکید شدید بفرمایید که اتمام پروژه آسفالت و ترمیم یک شاهراه بین شهری مثل مسیر تکاب-دوراه، بسیار مهمتر از چند محله داخل شهر است

 باشگاه خبرنگاران تكاب