ماهنامه تكاب- فرهاد فيضي: چهره شهرم را که مینگرم با مسائل  بغرنجی روبرو میشوم , که درقیاس باشهرهای دیگر تاب و توانم را میگیرد. مسایلی که مسبب بخشی از آن مدیران هستند و بخش عظیم دیگرآن شهروندان. بغض نداشته هایی که همه را آزارمیدهد.
ضرورت بیان مساله این است که در عصر اطلاع رسانی نوین بسیاری هنوز فرهنگ گفتمان انتقادی را نپذیرفته اندو این خود ضعفی فرهنگی است.
طبیعی است بعداز هر سفری میل به بازگو کردن آداب و رفتار اجتماعی و چگونگی فضا ومبلمان شهری آنجا راداریم و بیشتر از واژه ای به نام فرهنگ در قالب جملاتی مانند شهربافرهنگ ویا مردم بافرهنگ, استفاده میکنیم وبه تناسب آن مکان و مردمانش فرهنگ مدار بودن آنجا را تایید یا رد میکنیم. فرهنگ شامل مقوله های متنوعی مانند فرهنگ تاریخی, فرهنگ شهرنشینی, فرهنگ ملی ومحلی و.... است.
بر اساس تعریف تیلور فرهنگ شامل: مجموعه ای از دانش, اعتقادات, هنر, اخلاقیات, قانون, آداب و رسوم و توانمندیهایی که توسط اعضای جامعه حاصل میشود و این بیانگر آن است که خاستگاه فرهنگ همان رفتارها و تعاملات آنان در محیط زندگی اجتماعی است و این خود نیز بیانگر این است که فرهنگ چرخه ای است که از تاثیر متقابل محیط ورفتار و عادات افراد بر یکدیگر بوجود می آید و از خواسته ها ونیازهای افراد تاثیر می پذیرد. فرهنگ غریزی نیست و آموختنی است و افراد را قادر می سازد که رفتار یکدیگر را پیش بینی کنند و باتوجه به رفتارها و گفتارهایشان تشخیص دهند که برای دریافت پاسخ مناسب چه رفتارو گفتاری باید داشته باشند. در برنامه ریزی وسیاستگذاری توسعه ورفاه اجتماعی باید  بعد اساسی فرهنگ مورد توجه قرار گیرد. در برنامه ریزی حوزه فرهنگ  باید استعدادها و شایستگیهای انسان در زندگی فردی و اجتماعی موردتوجه قرار گیرد.
تاکنون توسعه و رفاه را بر اساس بعد اقتصادی آن تعریف کرده اند و غایت هر گونه توسعه را در یک اقتصاد شکوفا می دانستند اما باید توجه داشت که نمی توان توسعه را تنها بر اساس بعد اقتصادی تعریف و عملی کرد چون  با این معیار نمی توان درجه آسایش,شادکامی و شکوفایی انسان را ارزیابی کرد.
توسعه فرهنگی یکی از مواردی است که امروزه بنیان واساس هرگونه توسعه و رفاه را فراهم می آورد.  در مفهوم توسعه انسانی, ارزشهای والای انسانی و اهدافی را در تعاملات اجتماعی و فرهنگی به زندگی انسان معنا می دهد پیش می آید.
برای رسیدن به توسعه انسانی باید ارتباطی زنده و پویا بین برنامه ریزی فرهنگی و برنامه ریزی در حوزه های سیاسی اجتماعی و اقتصادی  برقرار کرد تا بتوان از ظرفیتهای متقابل هرکدام استفاده کرد و توسعه همه جانبه را فراهم آورد.
در اینجا نقش کارکردی فرهنگ هم به عنوان ابزارتوسعه و هم به عنوان اهدافی که به زندگی افراد معنا میدهد  وجود دارد. بر اساس فرهنگ است که ما اطلاعات و تعاملات اجتماعی را تعبیر و تفسیرمیکنیم و این امرباتوجه به آن اندازه از کرامت وارزش انسانی که برای افراد درجامعه وجود دارد باعث خوانشهای متفاوتی در یک موضوع از ملتی به ملت دیگر میشود. نکته قابل توجه این است که در توسعه فرهنگی نه تنها فرهنگی تجزیه واز بین نمیرود بلکه  تکثر فرهنگی نیز وجود دارد که دقیقا با تک فرهنگی بودن در تضاد است.
توسعه فرهنگی تا  چه اندازه متاثر از توسعه شهری است و بالعکس؟ آیا مدیریت شهری موجب توسعه متوازن اجتماعی شده است؟
در سرتاسر شهر وضعیت به گونه ای است که هیچ نشانی از توسعه وجود ندارد زیرا توسعه شهری هم نیازمند توسعه فرهنگی است و هم نیازمند توسعه ای که براساس خدمات متناسب با نیازو توان اقتصادی افراد آن منطقه باشد آنچه در شهرستان تکاب قابل مشاهده است بیش از آنکه توسعه شهری باشد, رشد شهری ناچیز است و بیانگر این است توجهی به پیشرفت شهر بر اساس آنچه که توسعه شهری به عنوان بهره متدی از امکانات  به تناسب سن, جنسیت,  اقتصاد و شرایط فیزیکی و محیطی است نمیشود.  فضای آموزشی, ورزشی , درمانی, خدماتی وبانکی بیشتر در مرکز شهر ویا در طول یک خیابان قرار گرفته اند که پیامدهای منفی ومشکلاتی رادر حوزه مدیریت وتوسعه شهری بوجودآورده است که  توجه ویژه شهرداری و مدیریت شهری توانا و کارآمد را می طلبد. هرچه توسعه  شعری براساس معیارو اصول باشد وتوزیع و توازن در امکانات شهر در همه مناطق بدون تبعیض رعایت شود قطعا بر توسعه فرهنگ نیز تاثیرگذار خواهد بود و عکس آن نیز صادق است. متاسفانه هیچ یک از استانداردها و معیارها بر اساس نیازسنجی به تفکیک مناطق نبوده و همین مساله باعث بروز فرهنگ بی تفاوتی و عدم مسئولیت شهروندان نسبت به اماکن و اموال عمومی شده است و این نیاز مند برنامه ریزی فرهنگی است که بر مطالبه گری استوار است و شهرداری و شورای شهر می توانند با تدوین و اجرای سیاستهای فرهنگی و هماهنگ کردن آن با سایر سیاستهای شهری مشکلات و چالشهای موجود را کنترل و رفع نمایند.
جامعه شهری ما متاسفانه  باسیستمی ازمدیریت شهری ,از طرحها و برنامه های تک بعدی بهره میگیرد که فقط رویکردی  فیزیکی برای رشد شهری داشته است. برنامه های توسعه شهری مانندکاهش آلودگی هوا ,حفاظت و نگهداری از منابع ,حمل و نقل مناسب و رعایت اصول بهداشتی ودفع زباله و... به منظور حفظ محیط زیست بوسیله مدیریت شهری کارآمد و تغییر رویکردکاری در شهرداری برای  توسعه فرهنگی و توسعه شهری امکانپذیراست. همراه شدن مدیران و مسئولان شهری بخصوص مجموعه شهرداری و شهرسازی با مردم میتواند مایه دلگرمی آنان و کمک به رشد و پیشرفت توسعه شهری شود وبا گسترش حفاظت از سلامتی انسان و استفاده بهینه از منابع موجود نگاهی همه جانبه به ابعاد توسعه و فقرزدایی داشته باشد. هرچند شهرستان تکاب به لحاظ فیزیکی  مانند فضای سبز و مکانهای تفریحی دچار کمبود ونقصان جدی است اما انتظار مردم  فقط توجه به وضعیت عمرانی شهر نیست بلکه از مسئولان شهری انتظار  توجه به شرایط و توسعه فرهنگی , روابط شهروندی, حمایت و امنیت اجتماعی را دارند.
مدیریت شهری کارآمد نیازمند شهروندانی آگاه و آشنا به حقوق شهروندی است که بخصوص شهرداری  و مجموعه ی شورا و حتی نماینده مجلس با ورود به میان مردم ودرک احساسات و انتظاراتشان  و برآورده ساختن نیازهای معقول شهروندان به توسعه فرهنگی ونهایتا توسعه شهری کمک شایانی نمایند.....
برای رهایی از این مشکلات چاره ای نیست جز آنکه کمر به همت ببندیم و  و با کاستن دردها  به شهر بی روحمان جانی دوباره ببخشیم....
دست به دست هم دهیم به مهر

میهن خویش کنیم آباد