دیوهای زندان سلیمان، فضای تهی درون این کوه که عمقی بیش از 80 متر در 42 کیلومتری شهرستان تکاب در آذربایجان دارد به همراه بوی گوگرد پیچیده در فضا، تخیل شما را به بازی می‌گیرند گویی هنوز، حضرت سلیمان سوار بر قالیچه‌ی جادویی خود، بر فراز این کوه پرواز می‌کند و با انگشتر زیبای خود، حکومتی بی‌عیب و نقص و عادلانه را نوید می دهد
به گزارش شیرازه، یکی از کابوس‌های کودکی‌هایمان، دیوهایی بودند که زیر تختمان پنهان می‌شدند. یا آن‌ها که در کمدمان به کمین نشسته بودند تا به محض تاریک شدن اتاق، به ما حمله‌ور شوند و ما را در کام سیاهی فرو ببرند. بسیاری از ما آرزو داشتیم بتوانیم بر این موجودات غلبه کنیم تا اهداف پلیدشان را نابود کرده و آن‌ها را مطیع کنیم. در روایات آمده است که حضرت سلیمان، قدرتی الهی داشت و بخشی از این قدرت، توانایی سخن گفتن با موجودات غیر انسانی مانند دیوها و اجنه بود. بنا به این داستان‌ها، انگشتر حضرت سلیمان بود که این قدرت الهی را به او می‌بخشید و عده‌ای، در تلاش برای به دست آوردن این قدرت برای انجام کارهایی منفی بودند. میل به پلیدی، تنها مختص اشرف مخلوقات نیست؛ بلکه در میان دیو و جن‌ها هم وجود دارد. پس با دیوهایی که نافرمانی می‌کنند چه باید کرد؟ با ما همراه باشید تا سفری  به اعماق محلی داشته باشیم که دیوهای نافرمان را در خود می‌بلعید. اینجا زندان سلیمان است! مکانی که واقعیت و خیال، دست در دست هم می‌دهند تا دقایقی، شما را حیرت‌زده کنند.

زندان سلیمان، مانند کوه‌هایی است که از دل زمین سر به بیرون کشیده‌اند، اما با روایتی دیگر. این کوه مخروطی شکل میان تهی که در پنج کلیومتری مجموعه‌ی تاریخی تخت سلیمان قرار دارد، زاده‌ی سال‌‌ها فعالیت چشمه‌ای آرتزینی بود که منشاء آن، آب‌های زیر زمینی بودند. چشمه‌ای که دریاچه‌ای به دور خود گسترد و رسوب روی رسوب انباشت تا کوهی بسازد که محبس دیوان باشد. قدمت این کوه، به دوره‌ی ساسانیان برمی‌گردد.

 

طبق تاریخ، اقوامی مانند ماناها در قرن هشتم پیش از میلاد، در دامنه‌ی این کوه، گذران زندگی می‌کردند. احتمالاً دلیل جذب ماناها به این مکان نیز، وجود چشمه‌های آبگرم گوگردی با خواص درمانی در اطراف زندان سلیمان است. اما بنا به روایت هایی که مردم محلی، سینه به سینه نقل کرده‌اند، سلیمان نبی، دیوهای سرکشی که از دستوراتش نافرمانی می‌کردند، به زنجیر می‌کشید و در اعماق این کوه قرار می‌داد. همین روایت است که سبب می‌شود عظمت این بنای طبیعی، مخوف‌تر به نظر برسد.

فضای تهی درون این کوه که عمقی بیش از 80 متر دارد به همراه بوی گوگرد پیچیده در فضا، تخیل شما را به بازی می‌گیرند . گویی هنوز، حضرت سلیمان سوار بر قالیچه‌ی جادویی خود، بر فراز این کوه پرواز می‌کند و با انگشتر زیبای خود، حکومتی بی‌عیب و نقص و عادلانه به راه انداخته است. داستان سرکشی این دیوها، به همین انگشتر برمی‌گردد. در حکایت‌ها آمده است که روزی حضرت سلیمان، قصد رفتن به گرمابه داشت و انگشتر خود را به بانویی سپرد. دیوی پلید که مدت‌ها بود قصد تصاحب این انگشتر و قدرت الهی سلیمانی را داشت، از فرصت استفاده کرده و خود را به شکل سلیمان درآورد تا بانو را فریب داده و حلقه را بستاند. این دیو با به دست آوردن انگشتر سلیمان، خود را به تخت پادشاهی او رساند و ادعای پادشاهی کرد. مردم ظاهر بین نیز با دیدن انگشتر و صورت سلیمان، باور داشتند که او، پادشاه برحق است. هیچکس حرف حضرت سلیمان را نپذیرفت و او نیز که نیازمند تاج و تخت نبود، مدتی فاصله گرفت تا مردم، خود متوجه اشتباه‌شان شوند و همین هم شد! دیو که لطافت و عدالت حضرت سلیمان را نداشت، پس از مدتی بازتاب چهره‌ی حقیقی‌اش در رفتارش نمایان شد و مردم، به صداقت سلیمان پی بردند. استفاده‌ی شوم از قدرت توسط دیوان، نیازمند تنبیهی بود تا دیگر مخلوقات، بدانند نباید از قدرت، برای بدی استفاده کرد. از همین رو، دیوها را اسیر و در زندانی انداخت که امروزه به زندان سلیمان معروف شده است.

 

زندان سلیمان در 42 کیلومتری شهرستان تکاب در آذربایجان قرار دارد. بنا به تحقیقات باستان شناسان، این محل برای نیایش توسط موبدان زرتشتی استفاده می‌شد. حتی برخی معتقدند سابقه‌ی آتشفشانی نداشته و تنها حاصل رسوب‌ها است. با رسیدن ساسانیان در قرن پنجم قبل از میلاد به این منطقه، زندان سلیمان اهمیت خود را در برابر تخت سلیمان از دست داد. اما هنوز هم میان لایه‌های این کوه، خزندگانی هم زندگی می‌کنند و حیات، همچنان جریان دارد. گردشگران بسیاری نیز در تور آذربایجان غربی، به بازدید از این جاذبه می‌پردازند تا وحشت و عظمتی که در دل می‌افکند، از نزدیک تجربه کند.