آخرین چاره مظلومیت تکاب : امید

• با سلام و ابتدا باید از شما تقدیر و تشکر کنیم که برای مصاحبه ماهنامه این وقت را در اختیار ما گذاشتین،و این فرصتی مغتنمی است ...ابتدا برای کسانی که با شما آشنایی کاملی ندارند اگر ممکن هست بیروگرافی مختصر از خودتون رو برای خوانندگان ماه نامه عنوان بفرمایید.
با سلام ابتدا روزخبرنگار را خدمت همه خبرنگاران عزیز و فعالان عرصه خبر و رسانه مخصوصا ماهنامه تکاب تبریک و تهنیت عرض میکنم و یاد شهید محمود صارمی راگرامی میداریم و دیپلمات های ایرانی که در سال 77 در افغانستان به شهادت رسیدند و یاد و نام همه شهدای انقلاب و امام عزیز رو گرامی میداریم.
بنده متولد پس از انقلاب هستم و سال 58 متولد شده ام.دروس ابتدایی و راهنمایی را در روستای قوشه بلاغ و قره بلاغ تحصیل کرده ام و دبیرستان را در شهید بهشتی گذراندم و در سال 75 وارد همین حوزه علمیه تکاب شدیم و پس از پایان سطح یک برای ادامه تحصیل به قم رفتم و تا سال 90 درقم بودم که در معاونت معاونت تبلیغ وآموزش های کاربردی حوزه همزمان به عنوان کارشناس و سپس به عنوان همکار اداره تبلیغی که با نهادهای علمی و آموزش و پرورش همکاری داشت کار کرده ام.سطح سه را هم در قم به پایان رسانده ام و در محضر اساتیدی چون آیت الله جوادی آملی ،سید احمد خاتمی ، آقای دکتر عابدی و عندلیب همدانی و دیگر علما تلمذ کرده ام.
• ماهنامه : به عنوان سوال کلیدی و اساسی که در حوزهکار اداری و مدیریتی که قبلا در تکاب داشتین و خود شما به بحث ریاست اداره اوقاف اشاره داشتید؛واقعیت این هست که داستان وقف تکاب یک مسئله بغرنج شده و روایت های مختلفی از قضیه وقف در تکاب وجود داردو نیت واقف با تفاسیر متعدد همراه بوده و یا اینکه گاهی مردم معترض هستند که برخی از نقاط شهری جزو زمین های وقفی نیست و تمایلی به پرداخت حق وقف ندارند ،اساسا محدوده وقف در تکاب تا کجاست ؟و چرا روایت های مختلف از وقف در تکاب وجود دارد؟
وقف سلیمان خان افشار محدوده مشخصی دارد،خود مرحوم افشار دریولقون آغاج سکونت داشته و بعدها تکاب به وضعیت شهری تغییر پیدا کرده ؛در زمان وقف تکاب زمین های کشاورزی بوده و بخش اندکی مسکونی هم داشته است.در سال 1277 قمری تکاب،یولقون آغاج،کوسه پیری و دلدلبلاغی و حسن آباد و بخشی از ملک های منتهی به ساروق وقف کرده که بخش های خارج از تکاب هم چندان که باید توسط اداره اوقاف تکاب احیاء نشده است و چندان جایز نیست که این مسئله شرعی معطل بماند.
ازقریه تکاب چهاردانگ مشاع وقف شده است و بخش های وقفی کاملا مشخص هست.لذا در اداره ثبت در دهه 20 شمسی همه بخش های تکاب را پلاک کوبی کرده اند و از آن زمان مشخص شده که کدام زمین ها جزو این چهاردانگ موقوفه هست.
مثلا برای نمونه پارک ملت جزو اراضی موقوفه نیست.یا بخش های از شریف آباد ماننده جاده طاشه کبود جزو موقوفات سلیمان خان افشار هست ولی طرف بلوار کرفتو (روبروی جاده طاشه کبود) جزو موقوفات نیست.یا در خیابان انقلاب بخش های مثل اداره آموزش و پرورش و زمین اداره مخابرات این ها جزو موقوفات نیست.
قبل از پاسخ به این سوال نیات واقف مشتمل بر سه بخش هست که درآمد حاصل از موقوفات باید برای صرف در تعزیه خوانی در دهه محرم در مسجد یولقون آغاج برای سیدالشهدا شود . برخی درآمد دیگر صرف تعمیر و بازسازی و مرمت حسیه همان روستا و درآمد سبیل ،دلدلبلاغی و کوسه پیری صرف چاپ ئ نشر کتب شیخه شود و از آنجائیکه کتب شیخیه به عنوان فرقه انحرافی شناخته می شود لذا این درآمد صرف چاپ قرآن،مفاتیح و... می شود.
اداره اوقاف دو وظیفه مشخص دارد: صیانت از موقوفات که متاسفانه در سال های گذشته بحث موقوفه خواری هم وجود داشته .مثلا واگذاری بخش های از زمین های کشاورزی دلدلبلاغی به روستای چوپلو.گاهی برخی از ادارات تکاب به دلیل نداشتن اطلاعات حقوقی برخی از زمین های وقفی را در تکاب تصرف کرده بودند.
• ماهنامه : برای بند سوم نیت واقف که چاپ کتب هست آیا واقعا می شود با آن کار فرهنگی کرد؟تجهیزو و توسعه کتابخانه های عمومی شهری ، راه اندازی دوباره کتاب فروشی اداره اوقاف آیاکار فرهنگی با این حق وقف امکان پذیر است ؟
• ماهنامه : در مدتی که شما به تکاب برگشتین و مسئولیت امامت جمعه تکاب را برعهده داشتین با مروری براخبار نماز جمعه می بینیم که دیدگاه شما غالبا دیدگاه انتقادی است هم نسبت به مدییت شهری ، وضعیت جاده ها ی مواصلاتی و کسانی که متولی امر خدمات در تکاب هستند و نماینده مجلس گله مند هستین چقد این زبان انتقاد تاثیر گذار بوده ؟ آیا گوش شنوایی برای این انتقادها هست؟
بتدا بایدگفت هدف از انتقادات چی هست ؟همه ما دوستدار کشورمون هستیم و پای آرمان ها ایستادیم و مردم مقاومت کرده اند و امنیت و توسعه کشور و شهر مهم هست.همه ما طبیعتا باید برای کمک به کشورمون باید ادای دین و وظیفه کنیم نویسنده با نوشتن مقاله و ارائه راهکار و منتقد با نقدش نقاط ضعف رو رصد کند.ماهمیشه نمی توانیم از وضعیت موجود تمجید و تعریف کنیم و ما باید عادت کنیم و روی بیاریم به خود انتقادی .و خود من از نزدیکترین دوستان خواسته ام خود من رو نقد کنید و نباید از انتقادات ناراحت شد و باید سعه صدر داشته باشیم.
روش بنده که شما می فرمایید انتقادی است من هم معایب را گفته ام و هم محاسن.گاهی هم خیلی از معایب را نگفته ام و رسانه ای نمیکنم.در نقد هم دلسوزیم و خواستار توسعه و پیشرفت شهر هستیم و تکاب متاسفانه متناسب با توان مندی های و استعداد های انسانی تکاب پیشرفت نکرده و این نیازمند تحرک،تلنگر دارد.ما عقب موندیم و تعارفی نداریم.
از زبان مردم میهمان تکاب تا مسئولینی که به تکاب می آیند همه به این مورد اذعان دارند که ما عقب موندیم.خود استاندار هم معترف همین عقب ماندگی است.ما افت هم داشتیم فرش آهنین افشار از بین رفته و این برنددر شهر های دیگه به اسم فرش بیجار شناخته می شود.دلیل کوتاهی ما و مسدولین هستند.
معادن پتانسیل غنی و قوی برای کشور و مخصوصا برای شهرستان می تواند باشدو نقد جدی داریم اینکه چرا هیچ کدام از صاحبان معادن تکابی نسیتند و تکابی ها غالبا به واسطه گری مشغول هستند؟چرا این همه سنگ از تکاب خارج و در خود تکاب فرآوری نمی شود ؟این هم نقد جدی است.
همه عنوان میکنند معادن اشتغال زایی برای تکاب داشته اند وقتی پرسیده می شود کدام اشتغال؟ عنوان میشه فلان معدن 500 کارگر دارد خوب قبول اما این مردم قبلا چه کاره بودند ؟این کارگرهای فعلی قبلا چه شغلی داشتند؟کارگری شغل شریفی است اما مردم زره شوران ،یارعزیز و دیگر روستا ها که در معادن کارگر هستند قبلا کشاورز، باغدار و دامدار بودند و تولید کننده بودند اما با این اشتغال ما تولید کننده را به کارگر تبدیل کردیم.و در دو فصل هم معدن رو تعطیل میکنیم و دوباره در اوایل بهار حجم عظیمی استرس و فشار به خانواده و مردم وارد میشود.
این رویه معمولی است و مربوط به این دولت و آن دولت نیست.بخشي هم برمی گردد به خود ما به فرهنگ مردم به مطالبه گری مردم.ما فرهنگ مطالبه گری درستی نداریم.و باید منصفانه به مسئله نگاه کرد و همیشه مسئولین رو مقصر ندانیم و همه مشکلات با دستان مسئولین حل نمی شود و بخشی از مشکلات باید توسط خود ما حل شود.جای تاسف است که همه مردم خواستار کارگری در معادن هستند در حالیکه میتوانند خود اقدام به ایجاد کار و فعالیت تولیدی کنند.
متاسفانه بخشی از مدیران ما " نمی توانیم" را خیلی راحت میگیم درحالیکه فرهنگ انقلاب موید این شعار است که " ما می توانیم " اما بخشی از مدیران تکاب تمام پاسخ هایشان این شده که "تکاب همین است" نمی شود و نمی توانیم در حالیکه می توانند بگویند "ما باید رشد کنیم" "تکاب باید توسعه پیدا کند " متاسفانه در فرهنگ تکاب این بایدها وجود ندارد.مابیشتر به دنبال مسکن هستیم تا درمان کامل.و بخشی از مردم تکاب با عنوان سرمایه گذاری وام کلان برداشته اند درحالیکه صرف پرداخت بدهی های شخص شده.
ما باید فرهنگ رو درست کنیم و باید فرهنگ سازی شود.چیزیکه در رفتار مردم تکاب من میبینم بیشتر عصبانیت هست مردم از وضعیت موجود ناراحتند.از وضعیت تخریب منابع طبیعی، ازبین رفتن محیط زیست، وضعیت نابه سامان راه های مواصلاتی راه بیجار تکاب به لطف ماشین های سنگین در حال تخریب است راه تکاب شاهیندژ قتل گاه است راه تکاب ایران خواه که در بیش از نصف سال کاملا بلااستفاده است و جاده تکاب دندی که اصلا جاده محسوب نمی شود.
مردم از این وضعیت عصبانی اند.از دولت نهم کلنگ بیمارستان 64 تخت خوابی بیمارستان تکاب زده شده در دولت دوازدهم هنوز به سرانجام نرسیده درحالیکه خود مردم 4 هکتار زمین را به رایگان داده اند.
بزرگترین فرار مالیاتی رابرخی از معدن دارند.که بخشی هم در دست دولت هست.و اداره امور مالیاتی باید مشخص کند چه مبلغی با عنوان مالیات برارزش افزوده به شهر برمیگرد؟شهرداری نسیبت به سال های قبل فعال تر شده و خیای ها هم نقد میکنند که این آسفالت استاندارد نیت این انتقادات به جاست و ما زیرسازی درست نداریم و الان هم زیرسازی درست در حوزه آسفالت ریزی نمی شود.ولی این همه خدمات و آسفالت ریزی نداشتیم.دلیل آن هم این هست که بخشی از این ارزش افزوده وارد درآمد شهری می شود اما کامل نیست.بخش از حقوق دولتی که معادن باید پرداخت کنند باید صرف عمران تکاب شود آیا برگشت سرمایه شده است ؟فقط 10 میلیون تومان به تکاب برگشته که بایداداره صنعت و معدن آزاد سازی مبلغ رو اعلام میکرد که یک ماه پیش همین مبلغ هم عودت داد شده و چیزی عاید تکاب نشده است.
• ماهنامه : واقعیت این هست که هم در فضای مجازی، و فضای عمومی شما حضور فعال دارید و نظرات مردم رو می شنوید و بخش عمده ای مردم انتقادات شما را زبان گویای مظلومیت خود می دانند حالا برای اینکه این روحیه مطالبه گری و به میدان آمدن مردم اتفاق بیفتد چقدر تریبون نماز جمعه تاثیر گذار است ؟
• آیا اتفاق افتاده که از امام جمعه اهل سنت هم بخواهید همین حس مطالبه گری در مردم را تقویت کند ؟آیا این تعامل وجود دارد ؟ و مردم به جای اینکه منتظر منجی ای باشند که حلال مشکلاتشان باشد خود هم در حل مشکل سهیم شوند ؟
• زمانی مردم مطالبه ای داشتند با عنوان نماینده بومی ، حالا که محقق شده و تکاب همان است که بود مردم به دنبال منجی دیگری اند و سرخوردگی و یاس در مردم دوباره مشهود است برای حل این موضوع چه باید کرد ؟
و فرهنگ سازی می تواند از تریبون نماز جمعه صورت گیرد.و من در پی ایجاد روحیه مطالبه گری از مردم هستم.و فکر میکنم به عنوان امام جمعه بومی آخرین تیر این سنگر و زبان مردم هستم لذا حس وظیفه من رو وادار به انتقاد دلسوزانه میکند.و رای به هاشمی هم با این عزم و اراده بوده است.هرچند آن انتظار اینکه نماینده بومی می تواند همه مشکلات را حل کند مطالبه درستی نبود و لذا باید همه به آقای هاشمی کمک کنیم و او هم به مردم بازگردد و از مردم کمک بخواهد نه اینکه در انحصار افراد و تفکرات خاصی باشد.
و لذا اینکه انتظار داریم ناجی بیاید و همه انتظارات مردم رابرآورده کند این شدنی نیست مگر با همکاری مردم.در بحث جاده ها انتقادات ما و واکنش و پیگیری مردم هم جدی بوده لذا می بینیم موجب پاسخ گویی مسئولان هم شده است.و البته این حرکت باید ادامه دار باشد.و بارها هم به فرماندار محترم و آقای هاشمی هم گفته ام که ما پتانسیل این مردم و نظام هستیم لذا باید با همیاری و همکاری همدیگر مشکلات مردم را حل کرد.
• ماهنامه تکاب شهری است که بانام رنگین کمان اقوام می توان از آن نام برد.اهل تشیع ، اهل سنت و اهل حق .شما حضور این اقوام و مذاهب را تا چه میزان به عنوان پتانسیل توسعه شهری می بینید ؟
وجود این اقوام و مذاهب افتخاری است برای ما.و همدلی و همگرایی مردم جای تقدیر دارد و مراسم شادی و غم تشیع و تسنن باهم هست وبهم پیوستگی اجتماعی خوبی وجود دارد البته در گذشته خیلی بهتر از زمان حال بوده است.این روزها به دلیل وجود جریان های تندرو که توطئه دشمن بوده یه مقداری در نسل جوان امروزی تاثیری گذاشته و کمی فاصله افتاده است.این اتحاد زمینه ساز رشد و تعالی شهری است.تنوع اقوام و مذاهب موجب شناخت کامل طرفین از هم می شود.
در حوزه صنعتی ، تجاری و خدماتی همگرایی و وحد زیادی بین مردم وجود دارد.از ساخت مساجد گرفته تا دیگر کارهای عمرانی ... و مرزی وجود ندارد.
به عنوان یک شهروند تکابی هرنوع کشمکش قومی ،مذهبی و یا سلیقه ای در شورای شهر یا هرجای دیگر رو به ضرر هم افراد میدانم و به نوعی خیانت به شهر است.به نظر بنده خدمت به تمام نقاط شهری از شریف آباد تا کوی پاسداران و همه مناطق تکاب لازم و باید آباد شود.لذا ملاک خدمات به مناطق شهری نباید قومیت و مذهب باشد.در انتخابات آزاد و رقابت ها 3 نفر از اهل سنت و 2 نفر تشیع در شورا هستند در شورا کرد و ترک نداریم 5 نفر شورای تکاب هستند و تکاب شریف آباد و کوی فرهنگیان نیست.همه مناطق شهری تکاب هست.
• ماهنامه : اگر بخواهید ساختار فکری و فرهنگی تکاب را توصیف کنید، بزرگترین مزیت ها و معایب ساختر فرهنگی تکاب چی هست ؟ و اینکه چرا در تکاب نشاط فرهنگی وجود ندارد؟ نهادهای متولی امر فرهنگ در تکاب تا چه اندازه در حوزه فرهنگ فعال بوده اند؟ چرا مراسمات فرهنگی با عنوان مراسم کتابخوانی ، نمایشگاه کتاب ، شعر به چشم نمی آید؟
واقعیت این هست در بخش ضعف فرهنگی من در تکاب خلاء شخصیت های فرهنگی رو می بینم.معتقدیم تکاب به لحاظ فرهنگی و ادبی غنی هست این استعداد وجود دارد اما ببنید چند نفر در تکاب جلو دار کارهای اساسی فرهنگی بودند ؟
دربخش کتاب خوانی چه مشوق هایی برای ایجاد کتابخانه و کتاب شهر قرار دادیم ؟سرانه مطالعه ما اسفناک هست و درصد بالای مردم اصلا مطالعه ندارند و بخش عمده ای مردم وقت را در فضای مجازی میگذارنند.
نقد عمده من به مراسمات مذهبی است.ما در مراسمات مذهبی غم رو خوب انجام میدهیم ولی در شادی چندان موفق نبودیم.درسال اخیر رویکرد دولت در شاداب سازی جامعه رویکرد گرایش به کنسرت های موسیقی بوده.من کاری به بود و نبود ندارم ولی آیا مردم با این هجم عظیم مشکلات اقتصادی ، اجتماعی و خانوادگی دارد آیا می توان با کنسرت چقدر میتوان شادی آفرید ؟برخی از موسیقی ما غم افزا است.ما شناخت از موسیقی نداریم.موسیقی مسکن است ودنبال درمان نیستیم.
در دهه کرامت چقدر ما جشن و شادی داشتیم ؟ چرا در دهه محرم این همه عزاداری داریم ولی چرا در دهه کرامت شادی نکردیم ؟چرا از این شادی مفرح که همراه با آموزه درست مذهبی ؛ اخلاقی باشد استفاده نکرده ایم؟
ما حتی فضا سازی مذهبی درستی نداریم این همه جامعه هنری وجود دارد اما فضاهای مذهبی ما هنری نیست.شاداب نیست.ما ماه محرم عزاداری کردیم و پرچم سیاه بستیم همان پرچم 12 ماه در مسجد باقی می ماند.چرا ؟و چرا در ایام شادی پرچم شادی نبدیم ؟
• ماهنامه : به عنوان سوال پایانی : در فضای مجازی غالبا مردم فکر میکنند اگر تکاب به استان دیگری الحاق پیدا کند بخش عمده ای از مشکلات حل خواهد شد آیا واقعا چاره درد همین هست ؟اگر تکاب به هر استان دیگری الحاق پیدا کند مشکلات ما حل خواهد شد ؟
ما برای فرار از بحران پله پله و با امید داریم فرار می کنیم.ازنماینده غیر بومی فرار کردیم به نماینده بومی ،و مردم دنبال ناجی اند.انتقادات ائمه جمعه ما را نجات دهد و استان دیگری باشیم نجات پیدا کنیم ولی این ها دلایلی است که ما با این امید چند ماهی بیش از این مایوس و مضطرب نباشیم.اما واقعیت این است که این چاره درد نیست و می تواند راه چاره هم باشد.
ابتدا باید تحلیل کرد استان آذربایجان غربی در بین 31 استان کشور کجای کار هست ؟در اغلب شاخص ها ما جزو سه یا 4 استان آخر هستیم.ولی با وجود از شاخص ها اغلب مردم ارومیه شاداب هستند پس می بینیم محرومیت دلیل غمگین بودن هم نیست.برخی از شهرهای دیگه وضعیت خیلی بهتری از تکاب دارد.و مسئولین استانی هم همکاری نکرده اند.تخت سلیمان یک اثر ثبت شده جهانی است و از پتانسیل آن استفاده نشده است.بزرگترین معدن طلای خاورمیانه در تکاب هست ولی مسئولین استانی به تکاب هیچ گاه نگاه ویژه نداشته اند ولی منطقی است به عنوان اهرم فشار مردم بخواهند به استان دیگرملحق شوند.
ولی سوال اینکه آیا الحاق به استان دیگر مشکلات را حل می کند ؟یکی از شاخصه های توسعه جاده های مواصلاتی است که این را نداریم.راه مواصلاتی ما به مرکز استان قتل گاه وفاصله زمانی 5 ساعته را دارد و ما این مشکلات رو داریم.ولی مردم سال ها با این استان انس گرفتن و مدیران استانی اگر بخواهند تخت سلیمان،معدن طلا برای این استان باشد باید به تکاب رسیدگی نمایند.اگر نمی توانند به تکاب خدمات دهند ودلیل رو دوری از مرکز استان می دانند خود پیشنهاد جدایی بدهند و مدیران ارشد استانی چرا به تکاب نمی آیند ؟چون راه تکاب هم دور و هم صعب العبور است ولی مردم مجبورند که به مرکز استان بروند.راه ما به استان دیگر نزدیکتر و بهتر از راه ارومیه است.
اولویت اول مجاب کردن مسئولین استانی و تقویت روحیه مطالبه گری مردم هست که ما در این استان بمانیم و حق و حقوق شهروندی را خواستار باشیم.و هم استان از تخت سلیمان و دیگر آثار تاریخی ما و هم معدن ما استفاده خود را ببرند و هم مردم از پتانسیل استانی استفاده کنند.
• ماهنامه : خب با اشاره به راه مواصلاتی واقعا چرا نگاه بدبینانه به توسعه این راه ها وجود دارد؟مثلا برخی معتقدند توسعه راه ایران خواه موجب افرایش جمعیت کرد زبان و ما را به استان کردنشین نزدیک تر میکند و برخی هم ایجاد راه دندی – تکاب را تهدید برای نزدیک تر شدن به زنجان میدانند ... دلیل این همه بدبینی چی هست ؟
این فکر غالب نیست و این فکر غالب تکابی ها نیست و من در فضای مجازی این بحث ها را دیده ام.در انتخابات مجلس همه تکابی ها همت کردند نه فقط ترک ها یا کردها.در توسعه تکاب باید کلیت تکاب را دید ما دنبال توسعه تکاب باید باشیم.من خودم به روستای چوپلو رفتم عنوان شد که 1000 تک رای به آقای هاشمی داده شده است و در روستای کرد نشین شاهیندژ به آقای هاشمی کلی رای جمع شد.این اتحاد برای تکاب بود.
باید از این سوء تفاهمات عبور کرد و خود دلیلی برای عقب ماندگی تکاب نباشیم.من خود بارها رفتم به شریف آباد و وضعیت اسفناک برخی کوچه ها رو دیده ام.همچنان که کوچه های رودخانه منتهی به پل قجور هم همین وضعیت رو دارند.و توسعه نیافتگی دودش به چشم شریف آباد و منجق تپه هم می رود.و توسعه راه ایرانخواه خواست قلبی ماست چرا که راه ارتباطی معیار توسعه است.مگر برادران کرد ما به زنجان و تهران نمی روند ؟اگر جاده دندی درست باشد ما از دندی نزدیکتریم.اگر مسافری غار کرفتو برود مگر نباید از جاده ایرانخواه برود ؟
قطب گردشگری بدون راه ارتباطی امکان پذیر نیست.شما از هر جاده ای بخواهید بروید به عنوان گردشگر و میهمان قطعا دوباره به تکاب برنمی گردید ما از همه طرف مظلوم هستیم و نباید با این حرف ها به محرومیت و مظلومیت تکاب دامن زد.امید و آرزوی من این هست تمامی راه مواصلاتی تکاب استاندارد شود حتی جاده تکاب به تبریز تکاب می تواند شاه راه شود.
• ماهنامه : شما آخرین پناه مردم تکاب هستید و مرجعی برا آلام دردهای مردم و تکاب هستید و مردم ناراحت هستند از تمام وضعیت های موجود از تخریب محیط زیست تا بیکاری و نبود امکانت تفریحی و رفاهی و شما حتما همه این ها را شنیده اید سخن شما با این مردم چه هست ؟چکارباید کرد ؟
راه حل نهایی ما نباید ناامید باشیم.همیشه باید امیدوار باشیم و همه مشکلات به دست دیگران حل نخواهد شد و خود مون رو دست کم نگیریم.و ما هشتاد هزار نفریم و بلکه بیشتریم همه تکابی ها غیر مقیم در تکاب ، همه کسانی که حتی از تکاب گذر میکنند با تکاب هستند و مسولین ما مسئولین متعهدی هستند و کشور هم مشکلات زیادی دارد فقط چون عقب ماندگی مضاعف هست این گونه رسیدگی به تکاب حلال مشکلات ما نیست و این عقب ماندگی جبران نمی شود.